بایگانی دسته: موسیقی

موسیقی روی استخوان

موسیقی روی استخوان، شوروی

حکومت کمونیستی شوروی، به خصوص در دوران استالین، با نفوذ خیلی از مظاهر فرهنگی و هنری غرب به شدت مقابله می‌کرد. علاوه بر این، به دلایل عقیدتی و امنیتی، سانسور شدید بر کلیه تولیدات فرهنگی و هنری اعمال می‌شد و بسیاری از هنرمندان و نویسندگان برای بیان هنری با محدودیت‌ مواجه بودند.
به عبارت دیگر، نه فقط اقتصاد، که هنر و فرهنگ هم دولتی بود و هنرمندان می‌توانستند فقط در چارچوب مورد نظر حکومت فعالیت کنند.
به عنوان مثال، موسیقی‌های جاز، بلوز، بوگی ووگی، راک و… غیرمجاز بود و از انتشار آثار خیلی از خوانندگان مطرح غربی در شوروی جلوگیری می‌شد.
حتی آثار خود نویسندگان و هنرمندان روس‌ هم که مهاجرت می‌کردند، غیرمجاز اعلام شده و به کلی ممنوع‌الکار می‌شدند.
یا مثلا آثار خواننده‌ای به دلیل این که ادعا شده همجنسگراست، از بازار جمع شده و خود وی را هم زندانی کرده و به «گولاگ» (تبعیدگاه در مناطق دوردست) می‌فرستادند.

با وجود همه این فشارها، آثار هنری غربی، به روش‌های مختلف در کشور دست به دست می‌شد.
یکی از این روش‌ها، «موسیقی روی استخوان» بود.

در سال ۱۹۴۶ و بعد از جنگ جهانی دوم که به پیروزی شوروی بر آلمان نازی انجامید، فردی اهل لهستان، از آلمان با خود دستگاه تولید صفحه گرامافون به «سنت پترزبورگ» («لنینگراد» آن زمان) می‌آورد.
تولید صفحه گرامافون در انحصار حکومت بود و صفحه خام «وینیل» در دسترس نیست. اما این فرد لهستانی، مغازه‌ای باز می‌کند و با رقمی ناچیز، صدای مشتریان را برای یادگاری و سوغاتی، روی ورق‌های رادیولوژی (اشعه ایکس) ضبط می‌کند.
یعنی سوزن مخصوص ضبط صدا، به جای صفحات پلاستیکی مخصوص گرامافون، ورق رادیولوژی را خراش داده و صدا روی این ورق‌ها ثبت می‌شده.

در زمان شوروی، رادیولوژی زیاد انجام می‌شده و به دلیل آتشزا بودن، بیمارستان‌ها ملزم بودند بعد از یک سال این ورق‌ها را معدوم کنند. بنابراین ورق رادیولوژی به وفور در دسترس بوده و با یک بطری ودکا، می‌شده چندین کیلو ورق رادیولوژی تهیه کرد.

تجارت این فرد مبتکر می‌گیرد، اما نه به خاطر ضبط صدای مشتریان، که به خاطر تکثیر موسیقی غیرمجاز و زیرزمینی!
او شب‌ها به تکثیر موسیقی غربی می‌پرداخت و به مشتریان شناخته شده خود می‌فروخت.
دو نفر از مشتریان این فرد، با هم تصمیم می‌گیرند با مهندسی معکوس، این دستگاه آلمانی را تولید کنند و موفق هم می‌شوند و به این ترتیب و به مرور زمان، تکنولوژی آن در سنت پترزبورگ و دیگر شهرها دست به دست می‌شود و افراد بیشتری به تکثیر موسیقی مشغول می‌شوند.

ورق رادیولوژی، بر خلاف صفحات گرامافوق وینیل، خیلی سبک و قابل انعطاف است و تعداد زیادی از آن‌ها در جیب و آستین جا می‌شود. قیمت ناچیز آن‌ هم مزید بر علت شده و این تجارت رونق می‌گیرد. هرچند که کیفیت صدای این ورق‌ها، بسیار پایین بوده و بعد از ۵ تا ۱۰ بار شنیدن، عملا غیر قابل استفاده می‌شده.

یک نمونه با کیفیت موسیقی روی استخوان


به این طریق بوده که موسیقی‌های غیرمجاز و زیرزمینی خارجی و داخلی، در دسترس افراد بیشتری، به خصوص نسل جوان قرار می‌گیرد و آثار گروه‌های مطرح غربی مانند«بیتلز» در شوروی به گوش مردم می‌رسد.
حتی بعضی از خوانندگان و اهالی موسیقی، از این روش برای معرفی آثار خود بین مردم استفاده می‌کنند. که البته تحت تعقیب قرار گرفته و در صورتی که دستگیر می شدند، تا ۷ سال حبس می‌گرفتند.

از آنجا که روی ورق‌ها تصویر اسکلت و استخوان و دنده نقش بسته بوده، این صفحات به «دنده» یا «استخوان» معروف می‌شوند.
این اسم از این جهت جالت توجه است که لذت موسیقی، روی تصاویری از استخوان بیماران درد و رنج کشیده ثبت می‌شود.

دولت در چندین عملیات ضربتی، همه تولید و پخش کنندگان را دستگیر و زندانی می‌کند. اما تا چند سال بعد از مرگ استالین، مردم همچنان به تکثیر موسیقی غیرمجاز ادامه می‌دهند. تا این که در اواخر دهه ۶۰ میلادی، دستگاه‌های جدید و با کیفیت‌تر ضبط و پخش موسیقی، به مرور جایگزین گرامافون شده و سخت‌گیری‌های دولت هم کمتر می‌شود.

امروز استالین نیست، اما موسیقی «غیرمجاز» همچنان هست.

این هم مستندی در این باره:

بهروز بهادری‌فر
نسخه فیس‌بوک: goo.gl/wSnwDG

آلبوم عکس: مردم روسیه – ۱۸

این آهنگ از «بولات آکوجاوا» (Bulat Okudzhava) خواننده معروف اهل شوروی رو فعلا داشته باشین. دیدن این عکس‌های خانوادگی تاریخی با این آهنگ خیلی می‌چسبه.


و اما چند خطی درباره «آی لاو راشا»:

فرض کنین تو ماشین نشستیم داریم می ریم خونه. یهو یک ماشین دیگه، یک حرکت اشتباهی انجام می‌ده. احتمالا پیش خودمون می‌گیم عجب آدم نفهمیه ها! کاری هم نداریم که شاید طرف گرسنه شه، شاید جیبش خالیه یا روز بدی داشته و فکرش خرابه.
اما اگر راننده اون ماشین شیشه رو بکشه پایین و ببینیم که طرف دوست یا فامیلمونه، احتمالا اون حرکت اشتباهش مایه شوخی و خنده مون هم بشه.

عین همین اتفاق بین کشورها هم پیش میاد. اگر همدیگر رو بشناسیم، اگر ترس‌ها و نقاط ضعف و مشکلات و شرایط زندگی و ذهنیت‌های همدیگر رو بدونیم، به راحتی همدیگر رو قضاوت نمی‌کنیم و نقاط ضعف همدیگر رو می‌پذیریم. اما اگر اونا رو نشناسیم، با کوچک ترین حرکتی، بهشون برچسب می‌زنیم و موضع منفی می‌گیریم.

از دور، ایران یه کشور افراطی به نظر میاد. اما وقتی توریست میاد از نزدیک با مردم حرف می‌زنه، کنار مردم تو تاکسی و اتوبوس می‌شینه، با مردم هم‌غذا و هم قدم می‌شه، اون سوء تفاهم‌ها تا حد زیادی از بین می‌ره.
تازه بعد از شکستن اون تصورات غلطه که خیلی فرصت‌ها برای دوستی و سفر و همکاری به وجود میاد که به نفع هر دو طرفه.

همین مشکل رو روسیه هم داره. به دلایل تاریخی و سیاسی، مردم دنیا تصور مخدوش و به دور از واقعیتی از روسیه دارن.
حداقل بین دور و بری های خودم می‌بینم که تصورشون از روسیه به دخترکان زیبا و ودکا و مافیا پول و قدرت محدوده. خیلی شنیدم که می‌گن روس‌ها خشک و تند و سرد و غیرقابل اعتمادن. قبول. چندتا خوبی این ملت رو می شناسم و می‌تونیم نام ببریم؟ چقدر راجع به فرهنگ و هنر و تاریخشون می‌دونیم؟ نمی‌شه با چند تا صفت که معلوم نیست چقدر واقعیت داره، کل یه ملت رو جمع بست و کل یک کشور رو به این چیزا خلاصه کرد.

تجربه من متفاوته. روس‌ها برای من، مثل مردم همه دنیا، دوست داشتنی هستن. شاید به خاطر این که اینجا زندگی می‌کنم و دلایل بعضی از رفتاراشون رو تا حدی می‌فهمم.
من شخصا دوستان روس خیلی خوبی دارم که بدون هیچ ادعایی، خیلی بهم کمک کردن. مردم روسیه مردمان سختی کشیده‌ای هستن و روسیه‌ای که من می‌شناسم، مردمان سخت کوش و صادقی داره.
این به این معنی نیست که روس‌ها هیچ عیب و ایرادی ندارن، منظورم اینه که باید مردمان دیگه رو شناخت و خوبی‌ها و بدی‌ها شون رو پذیرفت. همون طور که ما انتظار داریم دیگران چنین رفتاری با ما داشته باشن.

برای همین هم سایت و صفحه «آی لاو راشا» رو راه انداختم تا در حد خودم، شناختی بین مردم ایران و روسیه به وجود بیاد.
عین همین کار رو با پیگیری و حمایت کامل آقای محمود سجادی، سفیر سابق ایران در روسیه، به زبان روسی انجام دادیم و با کمک همسرم طی ۶ سال گذشته بیشتر از ۷۰۰ مقاله به زبان روسی درباره ایران منتشر کردیم.

اگر آهنگی روسی رو ترجمه می‌کنم، اگر از روسیه عکس می‌ذارم، برای اینه که در خاطرات و احساسات روس‌ها سهیم بشیم و درکشون کنیم. همون طور که با غذاها و آهنگ‌های فرانسوی و انگلیسی و… در خاطرات‌ شون شریک شدیم و تا حدی دنیاشون رو درک می‌کنیم و به همین دلیل بهشون انقدر برچسب های منفی نمی‌زنیم.

این همه فیلم و موسیقی ناب و دیدنی و شنیدنی داره روسیه. آیا اونایی که زبان روسی می‌دونن، حاضرن با هم یک گروهی تشکیل بدیم و داوطلبانه به فارسی ترجمه شون کنیم؟
اونایی که روسیه سفر کردن، عکس و مطلبی دارن که بذاریم روی سایت دیگران هم بخونن و ببینن؟
ایده و پیشنهادی دارین؟

اینم چند عکس خانوادگی از شوروی دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی (دهه ۵۰ و ۶۰ خورشیدی).
هر ملتی یه گنجی داره که حیفه نادیده بمونه.

بهروز بهادری فر
نسخه فیس‌بوک: goo.gl/7BSB00

مطالب مرتبط:
آلبوم عکس: مردم روسیه – ۱۷

ادامه‌ی خواندن

آهنگ «سموگلیانکا»


لینک دانلود آهنگ (۳ و نیم مگابایت)

دم سحر یه روز تابستون
چشمم به باغ همسایه افتاد.
یه دختر سبزه اهل مولداوی
داشت انگور میچید.
سرخ شدم و سفید شدم
و یهو دلمو به دریا زدم و بهش گفتم:
بیا تابستونا، طلوع آفتاب رو با هم کنار رودخونه تماشا کنیم.

زیر درخت افرا با اون برگ‌های سبز و قشنگش
جلوی دختره وایسادم، دلداده و خجالت زده

ولی دختر سبزه اهل مولداوی جواب داد:
امروز یه گروه چریکی از مولداوی راه می‌افتن برن جنگ.
تو هم باهاشون برو.

زیر درخت افرا با اون برگ‌های سبز و قشنگش
از هم جدا می‌شیم.

دختر سبزه اهل مولداوی این رو گفت و راه جنگل رو گرفت و رفت.
منم ناراحت از این که نذاشت باهاش برم.
دختر سبزه اهل مولداوی
شب‌های زیادی فکرم رو به خودش مشغول کرده بود
تا این که منم به دسته چریک‌ها پیوستم و یهو اونجا دیدمش!

زیر درخت افرا با اون برگ‌های سبز و قشنگش
سلام مرد خوب من، سلام عزیزم.

«سموگلیانکا» (Smuglyanka) به معنای «دختر سبزه رو» یکی از آهنگ‌های معروف روسی است که یادآور جنگ جهانی دوم است.

تاریخچه این آهنگ به سال‌ها قبل از جنگ جهانی دوم بر‌می‌گردد، اما با تغییراتی در سال ۱۹۴۴ به اجرای رسمی درآمد. شهرت این آهنگ اما، مدیون فیلم بسیار محبوب و مشهور «فقط پیرمردها به جنگ می‌روند» است که در سال ۱۹۷۳ به نمایش درآمد.

مولداوی کشور کوچکی است بین اوکراین و رومانی که زمانی بخشی از خاک شوروی محسوب می‌شد.
خاک و آب و هوای مساعد، باعث شده تا کشت انگور و شراب سازی، یکی از منابع اصلی کسب درآمد روستاییان باشد و شراب مولداوی، مانند شراب گرجی، باکیفیت و مشهور است.
دختران اهل مولداوی معمولا سبزه هستند و موهایشان مشکی است و به زیبایی شهرت دارند.
از آنجایی که مرغ همسایه غازه، خیلی از مردان روس به دختران مو و چشم مشکی علاقمندند.

امروز (۹ می) در روسیه، «روز پیروزی» است. هفتاد و یک سال پیش آلمان نازی رسما شکست خود از ارتش سرخ شوروی را پذیرفت و بدین ترتیب جنگ جهانی دوم، جنگی که بیست و چند میلیون نفر مردم شوروی از ملیت‌های مختلف، یعنی ۱۵ درصد از جمعیت کشور را به کشتن داد، پایان یافت.

ترجمه: بهروز بهادری فر
نسخه فیس‌بوک: goo.gl/XDY1if

مطالب مرتبط:
روز پیروزی
آهنگ «دُرنا»
آهنگ «پُلوشکا پُله»
آهنگ «کاتیوشا»
آهنگ «شب تیره»
ویدئو: هفتاد سال تاریخ روسیه در ۳ دقیقه

موفق‌ترین تک تیرانداز زن تاریخ

لودمیلا پاوْلیچِنکو

فردا ۹ می، یکی از مهمترین روزهای تقویم روسیه است. ۷۱ سال پیش در این روز بود که آلمان نازی تسلیم نامه‌ای را امضا کرد و به این ترتیب رسما شکست خود از ارتش سرخ شوروی در جنگ جهانی دوم را پذیرفت. از این جهت، روز ۹ می، «روز پیروزی» نام گرفت.
در جریان جنگ جهانی دوم ۲۰ و چند میلیون نفر اهل شوروی جان خود را از دست دادند. یعنی ۱۵ درصد جمعیت شوروی سابق شهید شدند! این رقم، ۴۰ درصد کل جانباختگان جنگ جهانی دوم است. این در حالی است که بیش از ۶۰ کشور درگیر این جنگ بودند. به عبارت دیگر، شوروی معادل حدود ۲۵ کشور تلفات داده.

از همین روست که مردم روسیه «روز پیروزی» را بسیار گرامی می‌دارند و برای کهنه سربازان احترام خاصی قائلند. به طور کلی روس‌ها بسیار به تاریخ و پیروزهای جنگی‌شان و نظامیان و فرماندهان جنگی خود می‌بالند.
از مهمترین بناها و نمادهای هر شهری، قهرمانان نظامی آن شهر است و خیلی از خیابان‌ها به نام نظامیان نامگذاری شده است.

پای صحبت هر خانواده‌ای که بنشینید، از جنگ جهانی دوم و از دست رفتگانشان در جریان جنگ، قصه‌ای برای گفتن دارند.
ماه می که شروع می‌شود، کشور خود را برای جشن عظیم «روز پیروزی» آماده می‌کند. فیس‌بوک و شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های روسیه را که مرور کنید، مردم درباره قهرمانان جنگ صحبت می‌کنند و عکس‌های تاریخی به اشتراک می‌گذارند.

یکی از قهرمانان جنگ جهانی دوم، «لودمیلا پاوْلیچِنکو» است.

«لودمیلا پاوْلیچِنکو» (Lyudmila Pavlichenko) تا ۲۵ سالگی و در طی فقط یک سال خدمت، ۳۰۹ نفر (از جمله ۳۶ تک تیرانداز) از نیروهای دشمن را از پای درآورد. و از این جهت یکی از برترین تک تیراندازان تاریخ و موفق‌ترین تک تیرانداز زن تاریخ محسوب می‌شود.

لودمیلا اصالتا اهل اوکراین بود و ضمن تحصیل در مقطع فوق لیسانس تاریخ، همزمان در دوره‌های آموزش تیراندازی شرکت می‌کرد. تا این که با شروع جنگ جهانی دوم، به صورت داوطلبانه به جبهه پیوست و طی یک سال به شهرت جهانی رسید.

او بعد از این که در جنگ توسط ترکش توپ دشمن زخمی شد، به دانشگاه بازگشت و به تحقیقات خود در زمینه تاریخ ادامه داد. وی همچنین مدتی را به آموزش تیراندازی مشغول بود و همین طور به سمت دستیار فرماندهی کل نیروی دریایی اتحاد جماهیر شوروی منصوب شد و جوایز معتبر متعددی را از آن خود کرد. از جمله آن‌ها، دو بار «نشان لنین» که عالی ترین نشان دولتی شوروی بود به وی اعطا شد و به عنوان قهرمان ملی شوروی معرفی گردید. همچنین دو تمبر یادبود در زمان شوروی به افتخار وی به چاپ رسید.
توضیح این که حدود دو هزار تک تیرانداز زن در ارتش سرخ شوروی خدمت می‌کردند که تنها ۵۰۰ تن از آن‌ها جان سالم به در بردند.

«لودمیلا پاوْلیچِنکو» اولین شهروند شوروی بود که توسط رییس جمهور آمریکا، شخصا مورد استقبال قرار گرفت و به کاخ سفید دعوت شد. در طی سفر او به آمریکا، «وودی گاتری» (Woody Guthrie) خواننده آمریکایی، آهنگی به نام Miss Pavlichenko در وصف او سرود که شهرت جهانی پیدا کرد.
خلاصه آهنگ این است که ۳۰۹ نازی را از پا درآوردی و برای همین دنیا همیشه تو رو دوست خواهد داشت.


Woody Guthrie – Miss Pavlichenko
لینک دانلود

لودمیلا پاوْلیچِنکو

این دو عکس از «لودمیلا پاوْلیچِنکو» سیاه و سفید بوده که به تازگی رنگی شده‌اند.

سال گذشته هم فیلمی محصول مشترک روسیه و اوکراین درباره زندگی او به روی پرده سینما رفت.

از دیگر تک تیراندازان معروف شوروی می‌توان از Vasily Zaytsev، Vasilij Kvachantiradze، Roza Shanina، Klavdiya Kalugina و Nina Lobkovskaya نام برد.

بهروز بهادری فر
نسخه فیس بوک: goo.gl/UM694o

مطالب مرتبط:
روز پیروزی
آهنگ «دُرنا»
آهنگ «پُلوشکا پُله»
آهنگ «کاتیوشا»
آهنگ «سموگلیانکا»
آهنگ «شب تیره»
ویدئو: هفتاد سال تاریخ روسیه در ۳ دقیقه

آهنگ روسی «بدرخش ستاره من»


دانلود ویدئو (۱۸ مگابایت): goo.gl/lukNK3
دانلود فایل صوتی (۱۰ مگابایت): goo.gl/5Ibojf
نسخه فیس بوک: goo.gl/UOebK8


بدرخش ستاره من، بدرخش
بدرخش ای ستاره عشق و دوستی
تویی تنها عزیز و محرم، تویی یگانه محبوب امروز و فردا
تو ای ستاره عشق، ستاره جادویی، ستاره گذشته‌های من
روح خسته‌ام، جایگاه ابدی توست
زندگی‌ام نورانی از پرتو نیروی نامرئی توست
پس از مرگ نیز بر مزارم بتاب و نور بیافشان

خواننده: آنا گرمان (Anna German)
آهنگساز: Pyotr Bulakhov
شاعر: Vladimir Chuyevsky
ترجمه و تدوین: بهروز بهادری فر

در این ویدئو از نقاشی های زنان روسی توسط نقاشان روس استفاده شده است.

رومانس «بدرخش ستاره من» یکی از معروف ترین آهنگ های روسی است. از آن آهنگ هایی که مردم دور همی با گیتار می خوانند.
تاریخچه آن به ۱۷۰ سال قبل باز می گردد، زمانی که یک دانشجوی حقوق دانشگاه مسکو، به مناسبت ۷۰۰ سالگی مسکو، شعر این آهنگ را نوشت.
خواننده های روسی بسیاری این آهنگ را اجرا کرده اند و به شعر اصلی وفادار بوده اند. اما اجرای «آنا گرمان» که از همه معروف تر است، بر اساس شعری کمی متفاوت از نسخه اصلی تنظیم شده است.
این آهنگ در زمان شوروی به دلایل سیاسی چند سالی ممنوع شد، اما در دهه پنجاه میلادی دوباره به اوج محبوبیت رسید.

دو اجرای دیگر از این آهنگ معروف:

Valentina Ponomaryova
دانلود (۸ مگابایت): goo.gl/8P5jm3


Dmitri Hvorostovsky
دانلود (۸ مگابایت): goo.gl/xEesjM


مطالب مرتبط:
آهنگ: پتوی مخملی به خود پیچیده
آهنگ روز: خوشبختی
آهنگ: سرزمین جادویی عشق
آهنگ روز: ولی من دوسش دارم
آهنگ روسی «پژواک عشق»

لطفا ما را دنبال و به دوستان خود معرفی کنید!
تلگرام: telegram.me/iloverus
یوتیوب: goo.gl/vQKFiv
ساندکلاود: goo.gl/t9w4P9
فیس بوک: goo.gl/XWfPVU
اینستاگرام: goo.gl/bhGT4m

آهنگ روسی «راه طولانی»


دانلود ویدئو (۱۸ مگابایت): goo.gl/vWOpnt
دانلود فایل صوتی (۴ مگابایت): goo.gl/zssMzq
نسخه فیس بوک: goo.gl/FxD9qz



سوار بر سورتمه زنگوله‌دار می‌راندیم و چراغ‌ها سوسو کنان از دور چشمک می‌زدند.
آه ای کاش می‌شد خود را به تو برسانم، تا مگر روح فسرده‌ام را از غم برهانم.
راه طولانی و نور مهتاب و نغمه بلند آهنگ و آواز، و گیتار هفت‌سیمه کهنه‌ای که تا خود صبح می‌نواخت.
همه آن آوازها و غزل‌ها به پوچی رفت و همه شب‌هامان به بیهودگی سوخت.
اکنون هرچه بود را به گذشته‌ها سپردیم و آن شبانه‌ها هم به پایان آمد.
سرنوشت این است که دیگر هرکسی راه خود گرفته و رهسپار منزل خویش شود.
سوار بر سورتمه‌ زنگوله‌دار می‌راندیم، ولی دیرزمانی است که از هم گذر کرده‌ایم.

توضیح:
کولی‌ها گاهی سوار بر کالسکه و سورتمه (با سه اسب) می شدند و آوازخوانان حرکت می کردند. منظور شاعر جدایی از جمع و محفل دوستان است، اما من در ترجمه مخاطب را مفرد شخص فرض کرده‌ام تا جنبه رمانتیک شعر حفظ شود.

خواننده: Nani Bregvadze
آهنگساز: Boris Fomin
شاعر: Konstantin Podrevsky
ترجمه و زیرنویس: بهروز بهادری فر

«راه طولانی» یکی از آهنگ های معروف کولی های روسیه است. این رومانس زیبا حدود ۹۰ سال قدمت دارد و توسط خواننده های بسیاری به زبان های مختلف اجرا شده است.
از جمله آهنگ انگلیسی «یاد آن روزها بخیر» (Those Were The Days) با صدای «مری هاپکین» (Mary Hopkin) که البته متن متفاوتی از نسخه اصلی روسی آن دارد.


دانلود ویدئو (۱۹ مگابایت): goo.gl/7IPFAc
دانلود نسخه صوتی (۵ مگابایت): goo.gl/KhYE5f

زنده یاد «الهه» هم آهنگ «دشت بی پایان» را روی موسیقی روسی خوانده، با متنی متفاوت از نسخه اصلی روسی.
دانلود فایل صوتی (۹ مگابایت): goo.gl/pqGO71


مطالب مرتبط:
کولی های روسیه
آهنگ «شب تیره»

لطفا ما را دنبال و به دوستان خود معرفی کنید!
تلگرام: telegram.me/iloverus
یوتیوب: goo.gl/vQKFiv
ساندکلاود: goo.gl/t9w4P9
فیس بوک: goo.gl/XWfPVU
اینستاگرام: goo.gl/bhGT4m

موسیقی روز: والس جدایی


دانلود ویدئو (۷ مگابایت): goo.gl/hnnkBY
دانلود فایل صوتی (۴ مگابایت): goo.gl/OVu6Zr
نسخه فیس بوک: goo.gl/LdAzWE
نسخه آپارات: aparat.com/v/cDGEF

«یان فرِنکِل» (Yan Frenkel) یکی از خوانندگان و آهنگسازان محبوب اوکراینی تبار اهل شوروی بود.
آهنگ بسیار معروف «ژوراولی» (درنا) را او آهنگسازی کرد و از این طریق به شهرت رسید.
در اکثر اجراهایش، مثل زنده یاد «فرهاد مهراد» پشت پیانو می نشست و آواز می خواند. در نوازندگی ویولون هم تبحر داشت و در چند فیلم سینمایی هم به عنوان بازیگر ایفای نقش کرد.

یان فرنکل«والس جدایی»
صدای وزش بادهای مضطرب را می‌شنوی؟
زمان جدایی فرا رسیده است.
جنگل الوان و رنگارنگ به دور سرمان می‌چرخد و می‌چرخد
و ما به آهنگ یک والس قدیمی و فراموش شده می‌رقصیم و می‌چرخیم.

وقتی مسیر سرنوشت را طی می‌کنی.
این سرزمین دوردست،
این رودخانه و ساحل ماسه‌ای اش،
و این رقص والس آرام را از یاد مبر.

ما جدا می شویم که دوباره به هم برسیم.
عشق جاودانه است و می‌ماند.
نخستین برگ پاییزی چرخ می‌خورد و می‌افتد
و همان رقص والس دوران جوانی، در خاطرمان می‌چرخد و می‌چرخد.

نسیم وزان، زلف بر باد می‌دهد.
این موسیقی، به سرنوشت ما می‌ماند.
برف می‌بارد و صورتمان را گرم می‌کند
و در دل، همان والس قدیمی، همچنان می‌چرخد و می‌چرخد.

شاعر: Konstantin Vanshenkin
ترجمه و زیرنویس: بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
آهنگ روز: «دُرنا»
کولی های روسیه

آهنگ روز: عشق رو به من وعده بده


دانلود ویدئو: goo.gl/yJsVE8
نسخه فیس بوک: goo.gl/I0aUyV
دانلود فایل صوتی: goo.gl/lwUWWn


این آهنگ روسی، متعلق به فیلم نه چندان محبوب روسی «آکوانافتی» (Akvanavty) محصول سال ۱۹۷۹ است.
نه فیلم و نه این آهنگ معروف نیستند، اما به توجه به زیبایی شعر و صدای خواننده، با استفاده از تصاویری از سریال تلویزیونی روسی «دریاسالار»، کلیپی برای این آهنگ زیبا تهیه کرده ام.

عشق رو به من وعده بده، حتی اگر عشق یکطرفه باشه
عشق هر شکلی که به خودش بگیره، من اونو تشخیص می‌دم
هرجا که بگی، چشم بسته باهات میام
اگر خیانت هم بکنی، بر نمی‌گردم
عشق رو به من وعده بده، حتی اگر عشق لحظه‌ای باشه
می‌خوام این درد و رنج رو بشناسم و کشف‌اش کنم
پل های پشت سرم رو بدون احساس پشیمانی آتش می زنم
هر کاری که بکنی، می بخشمت، فقط عشق رو به من وعده بده. خواهش می‌کنم!
عشق رو به من وعده بده، یک عشق لطیف رو
دنیا دوباره از نو متولد می‌شه و بهمون امید می‌بخشه
و آب حیات و آهنگ غم در زندگی‌مون جاری می‌شه
عشق نمی تونه طور دیگه‌ای باشه، احساسم اینو بهم می‌گه

Promise Me Love
Vocal: Tatyana Daskovskaya
Lyrics: Igor Voznesensky
Music: Yevgeny Krylatov

ترجمه و ویدئو: بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
آهنگ روز: دمدمی‌ مزاج و کله‌ شق، با صدای بازیگر مرد سریال دریاسالار

لطفا ما را دنبال کنید!
تلگرام: telegram.me/iloverus
یوتیوب: youtube.com/user/iloverussiair
ساندکلاود: soundcloud.com/iloverussia
فیس بوک: facebook.com/iloverussia.ir
اینستاگرام: instagram.com/behruzbb

آهنگ روز: ولی من دوسش دارم


دانلود ویدئو (۱۳ مگابایت): goo.gl/zKU3v6
دانلود فایل صوتی (۳ مگابایت): goo.gl/YsfEaK


بهم می‌گن قدش کوتاس
می‌گن لباس درست و حسابی نمی‌پوشه
می‌گن باور کن این مرد به تو نمیاد، اصن جفت تو نیست

ولی من دوسش دارم، دوسش دارم، دوسش دارم
برای من بهتر از این آدم تو دنیا وجود نداره
دوسش دارم، دوسش دارم، دوسش دارم
غیر از این دیگه جوابی ندارم

جرات نداره بهم بگه دوستم داره
فقط عین دخترای خجالتی صورتش سرخ می‌شه

مردم بهم می‌گن انتخابت درست نیست
حرف ما رو گوش کن، حرف ما رو گوش کن

راستشو بگم، خودمم نمی‌فهمم چرا انقدر دلمو برده
و چرا خورشید من، فقط از پنجره اون طلوع می‌کنه؟

ولی من دوسش دارم، دوسش دارم، دوسش دارم
برای من بهتر از این آدم تو دنیا وجود نداره
دوسش دارم، دوسش دارم، دوسش دارم
غیر از این دیگه جوابی ندارم

«آنا گِرمان» (Anna German) خواننده لهستانی الاصل بود که در شهرهای مختلف شوروی سابق زندگی کرد. پدرش را به جرم واهی جاسوسی اعدام کردند. به چندین زبان از جمله لهستانی و روسی و انگلیسی و ایتالیایی آواز می خواند. او حدود ۳۰ سال پیش و در سن ۴۶ سالگی درگذشت.

ترجمه و زیرنویس: بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
آهنگ روز: خوشبختی
آهنگ «پژواک عشق»