بایگانی دسته: ویدئو

رقص اسیران پارسی در دربار روسیه


رقص اسیران پارسی در دربار روسیه – اپرای «خاوانشینا» اثر آهنگساز روس «مادِست موسورگسکی»
دانلود ویدئو (۱۴ مگابایت): https://goo.gl/tgA52k

حدود ۳۴۰ سال پیش در روسیه (تقریبا همزمان با اواخر دوران صفوی در ایران)، تزار «الکسی اول» فوت می‌کند. او از همسر اول و دوم خود چندین دختر و پسر داشته. به همین دلیل برای چند سالی بین خانواده دو همسر، جنگ قدرت سر می گیرد.
«فئودور» و «ایوان» از ازدواج اول و «پتر» از ازدواج دوم، کاندیداهای اصلی نشستن بر تخت قدرت بودند.
ابتدا «فئودور» پسرش از ازدواج اول، تزار می‌شود، اما زود فوت می‌کند.
در این میان «سوفیا»، خواهر «فئودور»، بر خلاف عرف آن زمان و نقش کمرنگ زنان در قدرت، تلاش می‌کند تا «ایوان»، برادر تنی‌اش تزار شود و برادر ناتنی‌اش «پتر» (پتر کبیر) به قدرت نرسد.
اختلافات خانواده دو همسر تزار «الکسی اول» بالا می‌گیرد و باعث بروز شورش «استرلتسی» (Streltsy) یا نیروهای نگهبان دربار (کرملین) می‌شود.
مسافرانی که به میدان سرخ رفته باشند، احتمالا مردانی را که برای کسب درآمد، لباس زرد و قرمز رنگ سربازان «استرلتسی» پوشیده و تبر به دست، کنار ورودی میدان سرخ می‌ایستند را دیده‌اند.
«سوفیا» با پرنس «ایوان خاوانسکی»، فرمانده «استرلتسی» (Streltsy) دست به یکی کرده و جانشین موقت «ایوان» و «پتر» که هر دو کم سن و سال بودند، می‌شود. در عمل، همه کاره دربار.
اما پرنس «ایوان خاوانسکی» که خود سودای قدرت در سر داشت، به مخالفت با «سوفیا» بر می‌خیزد و به «راسکولنیک‌» ها (Raskolnik) یا همان «باورمندان قدیم» قول می‌دهد در صورت به قدرت رسیدن، اصلاحات مذهبی را ملغی کند.

حدود ۲۰ سال قبل از این ماجرا، «نیکون» اسقف اعظم روسیه با حمایت تزار و به منظور همسان سازی با دیگر کشورهای ارتودوکس، دست به اصلاحاتی در مذهب ارتودوکس روسیه زده بود. از جمله مهم ترین این اصلاحات می توان به صلیب کشیدن با «سه انگشت» به جای «دو انگشت» و همین طور تغییر در املای کلمه «مسیح» اشاره کرد.
عده ای از معتقدان مسیحی این «بدعت» ها را کفر تلقی کرده و به شدت به مخالفت با این اصلاحات برخاستند. این عده به «راسکولنیک» ها یا «باورمندان قدیم» مشهور شدند.

اما تاریخ به شکل دیگری رقم خورد.
پرنس «ایوان خاوانسکی» و پسرش توسط فرمانده جدید نیروهای «استرلتسی» اعدام شدند.
«سوفیا» به صومعه «نووودویچی» در مسکو تبعید شد و بعد از ۶ سال زندگی به سبک راهبان، در صومعه جان سپرد.
خیلی از «راسکولنیک» ها به طور دست جمعی خودکشی کردند، و اصلاحات مذهبی به قوت خود باقی ماند.
و در نهایت، «پتر» کوچک، تزار روسیه و «پتر کبیر» شد و روسیه مدرن و متمایل به غرب را پایه گذاری کرد.

حدود ۲۰۰ سال بعد از این ماجرا، «مادِست موسورگسکی» (Modest Mussorgsky) آهنگساز روس که تمایل شدیدی به بازگشت به «روسیه اصیل» و زدودن آثار فرهنگ غرب از روسیه داشت، با الهام از این داستان، اپرای «خاوانشینا» (Khovanshchina) را شروع کرد، اما او که در سال‌های آخر زندگی به الکل اعتیاد پیدا کرده و دچار فقر شدید شده بود، نتوانست آن را به پایان برساند.
در نهایت، آهنگساز برجسته روس، «نیکولای ریمسکی-کورساکف» (Nikolai Rimsky-Korsakov) این اپرا را تکمیل کرده و به اجرا رساند.

در صحنه ای از این اپرا، پرنس «ایوان خاوانسکی» دخترکان اسیر پارسی را صدا می‌کند تا برایش برقصند. بعد از رقص، پرنس خنجر خورده و کشته می‌شود.

در این ویدئو (متعلق به سال ۱۹۵۹ در تئاتر «بالشوی» مسکو)، نقش رقصنده اصلی پارسی را «مایا پلیستسکایا» (Maya Plisetskaya) جوان، یکی از معروف‌ترین رقصنده‌های دنیا اجرا می‌کند.

بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
راسکولنیک
شهر نامرئی کیتِژ
افسانه «سادکو»
افسانه «تزار سالتان»
«ژار پْتیتْسا»، سیمرغ روس‌ها
داستان نشان شیر و خورشید

شهر رویایی سنت پترزبورگ


نسخه آپارات: aparat.com/v/GiLAg

شاید بتوان «سنت پترزبورگ» را زیباترین و خاطره انگیز ترین شهر روسیه نامید.
«سنت پترزبورگ» که در دوره های زمانی مختلف، «پتروگراد» و «لنینگراد» هم خوانده می شد، حدود ۳۰۰ سال پیش توسط تزار «پتر کبیر» بنیان گذاشته شد و تا حدود ۱۰۰ سال پیش و تا انقلاب کمونیستی شوروی پایتخت روسیه بود.

گوشه به گوشه این شهر پر از خاطره و تاریخ است. در گوشه ای «میخاییل لومونوسوف» پایه های علم آموزی و دانشگاه در روسیه را بنا نهاد، در گوشه ای دیگر نخبگان فرنگ رفته علیه تزار کودتای نافرجام کردند، در گوشه ای «نیکلای گوگول» قدم می زده و طرح داستان می ریخته و در گوشه ای دیگر «آنا آخماتوا» شاعره رنج کشیده روس، شعر خلق می کرده.

رودخانه «نـِوا» و کانال ها و پل های متعددش بسیار دیدنی هستند. همین طور شهر «پترگوف» (Petergof) که به تقلید کاخ ورسای در کنار «سنت پترزبورگ» ساخته شده.
«شب های سفید» و «فستیوال بادبان های سرخ» این شهر در تابستان بسیار دیدنی و خاطره برانگیز است.

مردم «سنت پترزبورگ» خون گرم تر از مردم مسکو هستند و در کوچه و خیابان بیشتر خارجی می بینید و زبان انگلیسی و حتی فارسی می شنوید.

این شهر که خواهرخوانده اصفهان است، پایتخت فرهنگی روسیه محسوب می شود و هر ساله میزبان چندین میلیون توریست خارجی است و از این طریق میلیاردها دلار به اقتصاد روسیه کمک می کند.

بهروز بهادری فر
نسخه فیس‌بوک: goo.gl/tTm46d

چنان‌چه علاقه دارید درباره این شهر بیشتر بدایند، مطالعه مطالب زیر را پیشنهاد می کنم.

مراسم بادبان های سرخ
کانال های شهر سنت پترزبورگ
کلیسای جامع «ناجی در خون»، سنت پترزبورگ
«کلیسای جامع کازان»، سنت پترزبورگ
کلیسای جامع «سنت اسحاق» سنت پترزبورگ
مسجد سنت پترزبورگ
مظفرالدین شاه در سنت پترزبورگ
سنت پترزبورگ، سال ۱۳۱۰ خورشیدی
جشن پایان دبیرستان در روسیه
ویدئو: سنت پترزبورگ، تایم لپس
عکس روز: «سنت پترزبورگ» و رودخانه «نِوا» در زمستان
عکس روز: زمستان های سنت پترزبورگ
عکس روز: کلیسای عروج مریم مقدس، سنت پترزبورگ
ویدئو روز: مردم روسیه
محله ایزماییلوا مسکو
زبان اشاره در روسیه: الکل

دیدنی های نزدیک سنت پترزبورگ
کیژی پاگوست
جزایر «سالاوکی»

خالق «مرشد و مارگاریتا» ۱۲۵ ساله شد


هشدار! این فیلم حاوی صحنه‌هایی است که ممکن است برای عده‌ای ناخوشایند باشد!
لینک دانلود فیلم (۲۰ مگابایت): goo.gl/HzTQlv
نسخه آپارات: aparat.com/v/3qvar
نسخه فیس‌بوک: goo.gl/itXp6G

«میخاییل بولگاکوف» نویسنده برجسته روس دیروز ۱۲۵ ساله شد. از او آثار بسیار مشهوری همچون «مرشد و مارگاریتا» و «قلب سگی» به یادگار مانده است.
بولگاکوف مانند «نیکلای گوگول»، اصالتا اوکراینی بود و مانند «آنتون چخوف» پزشک.

میخاییل بولگاکوفبولگاکوف رمان «قلب سگی» را چند سال بعد از انقلاب اکتبر شوروی نوشت، اما به دلیل تمسخر خلاقانه وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی انقلاب، تا بیش از ۶۰ سال به آن اجازه انتشار داده نشد.
داستان از این قرار است که یک پزشک، مغز یک انسان را به یک سگ پیوند می زند. سگ به شکل انسان در می آید، ولی آن قدر برای دکتر و دیگران مشکلات درست می کند و عرصه به همه تنگ می شود که در نهایت با عمل جراحی مجدد، او را دوباره به شکل سگ در می‌آورد. ناگفته پیداست که منظور او از سگ انسان شده، همان حکومت کمونیستی است.

رمان «مرشد و مارگاریتا» هم که نمونه‌ای از ادبیات «رئالیسم جادویی» روسیه به شمار می‌رود، در زمره بزرگ ترین آثار ادبی قرن بیستم روسیه قرار دارد. «مرشد و مارگاریتا» هم به طوری زیرکانه به نقد دوران خفقان حکومت استالین می‌پردازد، هرچند که از بن‌مایه‌های فلسفی هم بی‌بهره نیست.

نوشتن این کتاب ۱۲ سال و تا مرگ این نویسنده به طول کشید و در نهایت همسرش کتاب را به پایان رساند. مانند «قلب سگی»، دیگر کتاب او، «مرشد و مارگاریتا» هم تا بیش از ۳۰ سال اجازه انتشار بدون سانسور نیافت.

در این قطعه کوتاه که از سریال «مرشد و مارگاریتا» انتخاب کرده‌ام، شیطان (استاد ولند) به همراه دستیارانش در یک سالن تئاتر دیده می‌شود که به نظاره رفتار انسان‌ها مشغول است و به نوعی آن‌ها را به بازی می‌گیرد.

«میخاییل بولگاکوف» در پایان عمر دچار اعتیاد شد، اما به یک باره ترک کرد و در نهایت در سن ۴۸ سالگی از دنیا رفت. مقبره او و همسرش (که ۳۰ سال بعد فوت شد و در این فاصله دو همسر دیگر اختیار کرد) در صومعه «نووودویچی» قرار دارد و خانه آن ها در مرکز شهر، به موزه تبدیل شده.

بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
ویدئو: قلب سگی

سریال طنز فیتیله، آیتم خدا برای کسی نخواد


نسخه آپارات: aparat.com/v/CDx7i
لینک دانلود (۱۰ مگابایت): goo.gl/c2PDh1
فیس‌بوک: goo.gl/WozoV4

«فیتیله» یکی از سریال‌های طنز روسی است که از چند سال بعد از جنگ جهانی دوم (۱۹۶۲) تا همین چند سال پیش (۲۰۰۸) به صورت آیتمی و اپیوزدی، در چند صد قسمت و به کارگردانی افراد مختلفی در سینما و تلویزیون روسیه پخش می‌شده است.
در زمان شوروی، موضوع اکثر این آیتم‌ها پیام‌های اجتماعی و اخلاقی بوده و بعضی از آن‌ها در ابتدا و بین سانس‌های سینما نمایش داده می‌شده.
«خدا برای کسی نخواد» یکی از این آیتم‌ها و محصول سال ۱۹۷۲ (۱۳۵۱) است.

ترجمه و زیرنویس: بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
نمایش «بی‌عرضه» اثر آنتون چخوف
ویدئو: قلب سگی
اولین آگهی تلویزیونی جماهیر شوروی

کارتون روسی «مارتینکو»


نسخه آپارات: aparat.com/v/be7WQ
لینک دانلود ویدئو (حدود ۱۴ مگابایت): goo.gl/Zsv6KU
نسخه فیس‌بوک: goo.gl/ffXvZA

انیمیشن «مارتینکو»
کارگردان: Eduard Nazarov
بر اساس داستانی از: Boris Shergin
محصول شوروی، ۱۹۸۷
ترجمه و زیرنویس: بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
ماجراهای کاپیتان «ورونگل»
کارتون روسی درباره آلودگی محیط زیست

خوانش شعری از پوشکین توسط مترجم آن، آبتین گُلکار


نسخه آپارات: aparat.com/v/rnJ1N
دانلود ویدئو (۱۳ مگابایت): goo.gl/lMYftV
نسخه فیس بوک: goo.gl/nIspb9

ترجمه و خوانش: آبتین گلکار
شعر: سرود در مدح طاعون
شاعر: الکساندر پوشکین
کارگردان: بهروز بهادری فر
موسیقی: آلفرد اشنیتکه، موسیقیدان روس

دانلود فایل صوتی: goo.gl/Et3EV5

خوانش شعر به زبان روسی (بخشی از فیلم این نمایشنامه): youtube.com/watch?v=cWCpcCapmqg

این شعر بخشی از نمایشنامه «ضیافت به روزگار طاعون» است اثر «الکساندر پوشکین» شاعر روس که توسط دکتر «آبتین گلکار» ترجمه شده و در کتابی به نام «تراژدی‌های کوچک» (نشر هرمس) به چاپ رسیده است.
دکتر «آبتین گلکار» مترجم چندین اثر منثور و منظوم ادبیات روسی و استاد زبان روسی در دانشگاه تربیت مدرس تهران است.

چون زمستان با غضب
همچو سرداری مخوف
لشکری از برف و یخ
پُر بتازانَد به ما
در مصافش آتشی
می‌جهد از هیزمی
یا که گرمایی مهیب
می‌رسد از محفلی.

ملْکه‌ای دیوانه‌سر،
نام او طاعون
تاختن بر ما گرفته بی‌امان
شادمان نازد به خود
زانکه هستش کشتگان از حد فزون.
گورکنها روز و شب با بیلشان
زیر هر دیوار شهر
نغمه‌ای غمبار را سر می‌دهند.

پس همان طوری که بر
هر زمستان، سخت می‌بستیم در
راه می‌بندیم بر طاعون کنون.
آتش افروزیم سخت،
لب‌به‌لب ریزیم جام،
شادمانه فروبنشانیم عقل،
با ضیافت، شاد نوشیدن و رقص،
می‌شماریمش گرامی، سلطه طاعون را.

حس مستی‌آوری باشد به هر پیکار و رزم؛
آن‌گهی کاستاده‌ای بر پرتگاهی ژرف و شوم؛
در خروشانیّ اقیانوس پست،
گردِ قایقْ موج و توفانهای سخت،
یا که در توفان شن در سرزمین تازیان،
یا که در پیشت خرامانیّ این طاعون مست.

هرچه تهدیدت کند،
باشدش نیت که نابودت کند،
در همان دم برفروزد جوششی در قلب تو
جوششی یا لذتی
لذتی ناگفتنی:
گو نهاده‌ای گرو
بر حیات جاودان.
پس خوش آن کس کو تواند در میان خوف و ترس
آن گرو بشناسد و برگیردش.

پس ستایش بر تو ای طاعون!
ما نمی‌ترسیم از تاریکِ گور،
برنیاشوبیم از غوغای تو!
کف به جام آریم و سرخوش
به هر دم بوییم بی‌ترسی نفس از دُخت رَز،
آن که شاید…
آن که شاید خود بوَد آکنده از طاعون!

مطالب مرتبط:
خوانش شعری از آنا آخماتوا، شاعر روس توسط خانم مهسا ملک مرزبان
اینفوگرافیک: ادبیات قرن نوزده روسیه (عصر طلایی)

لطفا ما را دنبال و به دوستان خود معرفی کنید!
تلگرام: telegram.me/iloverus
یوتیوب: goo.gl/vQKFiv
ساندکلاود: goo.gl/t9w4P9
فیس بوک: goo.gl/XWfPVU
اینستاگرام: goo.gl/bhGT4m

تایم لپس: پیاده روی در مسکو


نسخه آپارات: aparat.com/v/Fm8Zw
نسخه فیس بوک: goo.gl/4gSdyR
لینک دانلود (۱۲ مگابایت): goo.gl/5UpNhP

طبق رسمی قدیمی به نام «نارودنایه گولیانیه» (Narodnoe gulianie)، در جریان جشن های خاصی مثل سال نو، «ماسلنیتسا» (جشن آغاز بهار)، «روز پیرزی» (پایان جنگ جهانی دوم) و… مردم در محل های خاصی در شهر و روستا به شادی و قدم زنی می پردازند.
در این جشن های خیابانی، معمولا بساط سیرک و رقص و موسیقی و بازراچه هایی برای فروش مواد غذایی و کادو و سوغاتی و… برپاست.
مردم دسته جمعی و خانوادگی بیرون می روند. زن و شوهر دستشان را حلقه کرده و نامزدها عشقولانه قدم می زنند. سگ ها هم که از شلوغی خوششان می آید بین دست و پای مردم بازی می کنند و بچه ها دنبالشان.
یکی از رقص های خاص روس ها که در این مراسم اجرا می شود (معمولا در شهرهای کوچک تر)، رقص و آواز دسته جمعی به صورت دایره وار است که «خاراوُد» (Khorovod) نام دارد.

در شهرهای بزرگ مثل مسکو، شهرداری از قبل لیست محل ها و برنامه های آماده شده را اعلام می کند. مهمترین آن ها در میدان سرخ، نزدیک کاخ کرملین و کلیسای معروف «سنت باسیل» با آن گنبدهای رنگی پیازی شکلش برگزار می شود. وجود چرخ و فلک، بازارچه، پیست اسکی و هاکی روی برف، رقص و موسیقی و مجسمه های متحرک، نوازندگان خیابانی، چراغانی زیبا و از همه مهم تر، نوستالژیک و خاطره انگیر بودن این مکان، از دلایلی است که مردم را با وجود شلوغی زیاد به این میدان می کشاند.

به طور کلی، روس ها اهل نشستن در خانه نیستند و به هر بهانه ای که شده به بیرون می زنند، حالا به خاطر قدم زدن با سگ باشد، یا سیگار کشیدن، یا بیرون بردن بچه ها برای بازی و هواخوری. حتی در اوج سرما و برف و بوران، در پارک های نزدیک مجتمع های مسکونی، مادرهای کالسکه به دست می بینید.

در کل روزهای تعطیلات سال نو، شهر خلوت است، اما هوا که رو به تاریکی می رود، مردم برای پیاده روی دست جمعی بیرون می روند.
کلیسای ارتودوکس روسیه، کریسمس (تولد حضرت مسیح) را روز ۷ ژانویه جشن می گیرد و به همین دلیل دیروز مرکز شهر خیلی شلوغ بود، به حدی که جای سوزن انداختن نبود و نشد تا از داخل میدان سرخ فیلم بگیرم. اما با وجود اخطار های مکرر پلیس برای سد نکردن راه مردم، چند تکه ای فیلم از خیابان منتهی به میدان سرخ گرفتم که به صورت تایم لپس مشاهده می کنید.

موسیقی استفاده شده در این ویدئو، مربوط به فیلمی است ساخت شوروی به نام «مسکو اشک‌ها را باور نمی‌کند» که در زمان خود برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی شد.

بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
ماسلنیتسا، نوروز اسلاو ها
روز پیروزی
رانندگی در مسکو – ۰۱ (همین خیابان)
مسکو، دهه ۶۰ میلادی (همین خیابان)
عکس: میدان «الکساندر پوشکین» (همین خیابان)
فیلم «مسکو اشک‌ها را باور نمی‌کند»
رقص سنتی روسی «بیریوزکا»

لطفا ما را دنبال و به دوستان خود معرفی کنید!
تلگرام: telegram.me/iloverus
یوتیوب: goo.gl/vQKFiv
ساندکلاود: goo.gl/t9w4P9
فیس بوک: goo.gl/XWfPVU
اینستاگرام: goo.gl/bhGT4m

خوانش شعری از آنا آخماتوا، شاعر روس توسط خانم مهسا ملک مرزبان


نسخه آپارات: aparat.com/v/3Y897
نسخه فیس‌بوک: goo.gl/xTHSo7
دانلود ویدیو (۱۰ مگابایت): goo.gl/TD8t9c

با تشکر از خانم مهسا ملک مرزبان، مترجم، شاعر، مجری و گوینده توانای رادیو و تلویزیون که مهربانانه همکاری کردند.
پیشنهاد می کنم مجموعه شعر ایشون با عنوان «گوشواره های گیلاسی» (نشر مروارید) رو حتما بخونین.

عشق
گاه همچو ماری بر دل می‌خزد
و طلسمش را
بر جان و دل می‌افکند.

گاه همچو کبوتری کوچک
یک روز تمام، با اندوه
بر لب پنجره‌ات می‌نشیند.

گاه همچو شبنم سرمازده می‌درخشد
و گاه از درون میخکی خواب‌آلود
به بیرون می‌جهد.

گاه حیله گرانه تو را
از هر آنچه شاد و آرام است
دور می‌کند

و گاه در هیات ویولونی دلتنگ
گریه و نغمه غمگین سر می‌دهد.

و عشق، زمانی که حتی تصورش دل را به آشوب می‌کشاند
در لبخند یک غریبه جا خوش می‌کند.

— آنّا آخْماتُووا
شاعر روس (۱۹۶۶-۱۸۸۹)

کاری از بهروز بهادری فر

لطفا ما را دنبال و به دوستان خود معرفی کنید!
تلگرام: telegram.me/iloverus
یوتیوب: goo.gl/vQKFiv
ساندکلاود: goo.gl/t9w4P9
فیس بوک: goo.gl/XWfPVU
اینستاگرام: goo.gl/bhGT4m

گزارشی از بزرگ‌ترین کتاب‌فروشی روسیه


نسخه آپارات: aparat.com/v/exATr
نسخه فیس‌بوک: goo.gl/zO24iR

بهروز بهادری فر

لینک به کتاب‌فروشی های ذکر شده در ویدئو:
بیبلیو گلوبوس
دم کنیگی
رسپوبلیکا
چیتای گورود
اوزون

مطالب مرتبط:
کتاب فروشی شبانه روزی در مسکو
داستان مجسمه توراندخت در مسکو

لطفا ما را دنبال و به دوستان خود معرفی کنید!
تلگرام: telegram.me/iloverus
یوتیوب: goo.gl/vQKFiv
ساندکلاود: goo.gl/t9w4P9
فیس بوک: goo.gl/XWfPVU
اینستاگرام: goo.gl/bhGT4m

آهنگ روسی «بدرخش ستاره من»


دانلود ویدئو (۱۸ مگابایت): goo.gl/lukNK3
دانلود فایل صوتی (۱۰ مگابایت): goo.gl/5Ibojf
نسخه فیس بوک: goo.gl/UOebK8


بدرخش ستاره من، بدرخش
بدرخش ای ستاره عشق و دوستی
تویی تنها عزیز و محرم، تویی یگانه محبوب امروز و فردا
تو ای ستاره عشق، ستاره جادویی، ستاره گذشته‌های من
روح خسته‌ام، جایگاه ابدی توست
زندگی‌ام نورانی از پرتو نیروی نامرئی توست
پس از مرگ نیز بر مزارم بتاب و نور بیافشان

خواننده: آنا گرمان (Anna German)
آهنگساز: Pyotr Bulakhov
شاعر: Vladimir Chuyevsky
ترجمه و تدوین: بهروز بهادری فر

در این ویدئو از نقاشی های زنان روسی توسط نقاشان روس استفاده شده است.

رومانس «بدرخش ستاره من» یکی از معروف ترین آهنگ های روسی است. از آن آهنگ هایی که مردم دور همی با گیتار می خوانند.
تاریخچه آن به ۱۷۰ سال قبل باز می گردد، زمانی که یک دانشجوی حقوق دانشگاه مسکو، به مناسبت ۷۰۰ سالگی مسکو، شعر این آهنگ را نوشت.
خواننده های روسی بسیاری این آهنگ را اجرا کرده اند و به شعر اصلی وفادار بوده اند. اما اجرای «آنا گرمان» که از همه معروف تر است، بر اساس شعری کمی متفاوت از نسخه اصلی تنظیم شده است.
این آهنگ در زمان شوروی به دلایل سیاسی چند سالی ممنوع شد، اما در دهه پنجاه میلادی دوباره به اوج محبوبیت رسید.

دو اجرای دیگر از این آهنگ معروف:

Valentina Ponomaryova
دانلود (۸ مگابایت): goo.gl/8P5jm3


Dmitri Hvorostovsky
دانلود (۸ مگابایت): goo.gl/xEesjM


مطالب مرتبط:
آهنگ: پتوی مخملی به خود پیچیده
آهنگ روز: خوشبختی
آهنگ: سرزمین جادویی عشق
آهنگ روز: ولی من دوسش دارم
آهنگ روسی «پژواک عشق»

لطفا ما را دنبال و به دوستان خود معرفی کنید!
تلگرام: telegram.me/iloverus
یوتیوب: goo.gl/vQKFiv
ساندکلاود: goo.gl/t9w4P9
فیس بوک: goo.gl/XWfPVU
اینستاگرام: goo.gl/bhGT4m