بایگانی دسته: نظامی

آهنگ «سموگلیانکا»


لینک دانلود آهنگ (۳ و نیم مگابایت)

دم سحر یه روز تابستون
چشمم به باغ همسایه افتاد.
یه دختر سبزه اهل مولداوی
داشت انگور میچید.
سرخ شدم و سفید شدم
و یهو دلمو به دریا زدم و بهش گفتم:
بیا تابستونا، طلوع آفتاب رو با هم کنار رودخونه تماشا کنیم.

زیر درخت افرا با اون برگ‌های سبز و قشنگش
جلوی دختره وایسادم، دلداده و خجالت زده

ولی دختر سبزه اهل مولداوی جواب داد:
امروز یه گروه چریکی از مولداوی راه می‌افتن برن جنگ.
تو هم باهاشون برو.

زیر درخت افرا با اون برگ‌های سبز و قشنگش
از هم جدا می‌شیم.

دختر سبزه اهل مولداوی این رو گفت و راه جنگل رو گرفت و رفت.
منم ناراحت از این که نذاشت باهاش برم.
دختر سبزه اهل مولداوی
شب‌های زیادی فکرم رو به خودش مشغول کرده بود
تا این که منم به دسته چریک‌ها پیوستم و یهو اونجا دیدمش!

زیر درخت افرا با اون برگ‌های سبز و قشنگش
سلام مرد خوب من، سلام عزیزم.

«سموگلیانکا» (Smuglyanka) به معنای «دختر سبزه رو» یکی از آهنگ‌های معروف روسی است که یادآور جنگ جهانی دوم است.

تاریخچه این آهنگ به سال‌ها قبل از جنگ جهانی دوم بر‌می‌گردد، اما با تغییراتی در سال ۱۹۴۴ به اجرای رسمی درآمد. شهرت این آهنگ اما، مدیون فیلم بسیار محبوب و مشهور «فقط پیرمردها به جنگ می‌روند» است که در سال ۱۹۷۳ به نمایش درآمد.

مولداوی کشور کوچکی است بین اوکراین و رومانی که زمانی بخشی از خاک شوروی محسوب می‌شد.
خاک و آب و هوای مساعد، باعث شده تا کشت انگور و شراب سازی، یکی از منابع اصلی کسب درآمد روستاییان باشد و شراب مولداوی، مانند شراب گرجی، باکیفیت و مشهور است.
دختران اهل مولداوی معمولا سبزه هستند و موهایشان مشکی است و به زیبایی شهرت دارند.
از آنجایی که مرغ همسایه غازه، خیلی از مردان روس به دختران مو و چشم مشکی علاقمندند.

امروز (۹ می) در روسیه، «روز پیروزی» است. هفتاد و یک سال پیش آلمان نازی رسما شکست خود از ارتش سرخ شوروی را پذیرفت و بدین ترتیب جنگ جهانی دوم، جنگی که بیست و چند میلیون نفر مردم شوروی از ملیت‌های مختلف، یعنی ۱۵ درصد از جمعیت کشور را به کشتن داد، پایان یافت.

ترجمه: بهروز بهادری فر
نسخه فیس‌بوک: goo.gl/XDY1if

مطالب مرتبط:
روز پیروزی
آهنگ «دُرنا»
آهنگ «پُلوشکا پُله»
آهنگ «کاتیوشا»
آهنگ «شب تیره»
ویدئو: هفتاد سال تاریخ روسیه در ۳ دقیقه

موفق‌ترین تک تیرانداز زن تاریخ

لودمیلا پاوْلیچِنکو

فردا ۹ می، یکی از مهمترین روزهای تقویم روسیه است. ۷۱ سال پیش در این روز بود که آلمان نازی تسلیم نامه‌ای را امضا کرد و به این ترتیب رسما شکست خود از ارتش سرخ شوروی در جنگ جهانی دوم را پذیرفت. از این جهت، روز ۹ می، «روز پیروزی» نام گرفت.
در جریان جنگ جهانی دوم ۲۰ و چند میلیون نفر اهل شوروی جان خود را از دست دادند. یعنی ۱۵ درصد جمعیت شوروی سابق شهید شدند! این رقم، ۴۰ درصد کل جانباختگان جنگ جهانی دوم است. این در حالی است که بیش از ۶۰ کشور درگیر این جنگ بودند. به عبارت دیگر، شوروی معادل حدود ۲۵ کشور تلفات داده.

از همین روست که مردم روسیه «روز پیروزی» را بسیار گرامی می‌دارند و برای کهنه سربازان احترام خاصی قائلند. به طور کلی روس‌ها بسیار به تاریخ و پیروزهای جنگی‌شان و نظامیان و فرماندهان جنگی خود می‌بالند.
از مهمترین بناها و نمادهای هر شهری، قهرمانان نظامی آن شهر است و خیلی از خیابان‌ها به نام نظامیان نامگذاری شده است.

پای صحبت هر خانواده‌ای که بنشینید، از جنگ جهانی دوم و از دست رفتگانشان در جریان جنگ، قصه‌ای برای گفتن دارند.
ماه می که شروع می‌شود، کشور خود را برای جشن عظیم «روز پیروزی» آماده می‌کند. فیس‌بوک و شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های روسیه را که مرور کنید، مردم درباره قهرمانان جنگ صحبت می‌کنند و عکس‌های تاریخی به اشتراک می‌گذارند.

یکی از قهرمانان جنگ جهانی دوم، «لودمیلا پاوْلیچِنکو» است.

«لودمیلا پاوْلیچِنکو» (Lyudmila Pavlichenko) تا ۲۵ سالگی و در طی فقط یک سال خدمت، ۳۰۹ نفر (از جمله ۳۶ تک تیرانداز) از نیروهای دشمن را از پای درآورد. و از این جهت یکی از برترین تک تیراندازان تاریخ و موفق‌ترین تک تیرانداز زن تاریخ محسوب می‌شود.

لودمیلا اصالتا اهل اوکراین بود و ضمن تحصیل در مقطع فوق لیسانس تاریخ، همزمان در دوره‌های آموزش تیراندازی شرکت می‌کرد. تا این که با شروع جنگ جهانی دوم، به صورت داوطلبانه به جبهه پیوست و طی یک سال به شهرت جهانی رسید.

او بعد از این که در جنگ توسط ترکش توپ دشمن زخمی شد، به دانشگاه بازگشت و به تحقیقات خود در زمینه تاریخ ادامه داد. وی همچنین مدتی را به آموزش تیراندازی مشغول بود و همین طور به سمت دستیار فرماندهی کل نیروی دریایی اتحاد جماهیر شوروی منصوب شد و جوایز معتبر متعددی را از آن خود کرد. از جمله آن‌ها، دو بار «نشان لنین» که عالی ترین نشان دولتی شوروی بود به وی اعطا شد و به عنوان قهرمان ملی شوروی معرفی گردید. همچنین دو تمبر یادبود در زمان شوروی به افتخار وی به چاپ رسید.
توضیح این که حدود دو هزار تک تیرانداز زن در ارتش سرخ شوروی خدمت می‌کردند که تنها ۵۰۰ تن از آن‌ها جان سالم به در بردند.

«لودمیلا پاوْلیچِنکو» اولین شهروند شوروی بود که توسط رییس جمهور آمریکا، شخصا مورد استقبال قرار گرفت و به کاخ سفید دعوت شد. در طی سفر او به آمریکا، «وودی گاتری» (Woody Guthrie) خواننده آمریکایی، آهنگی به نام Miss Pavlichenko در وصف او سرود که شهرت جهانی پیدا کرد.
خلاصه آهنگ این است که ۳۰۹ نازی را از پا درآوردی و برای همین دنیا همیشه تو رو دوست خواهد داشت.


Woody Guthrie – Miss Pavlichenko
لینک دانلود

لودمیلا پاوْلیچِنکو

این دو عکس از «لودمیلا پاوْلیچِنکو» سیاه و سفید بوده که به تازگی رنگی شده‌اند.

سال گذشته هم فیلمی محصول مشترک روسیه و اوکراین درباره زندگی او به روی پرده سینما رفت.

از دیگر تک تیراندازان معروف شوروی می‌توان از Vasily Zaytsev، Vasilij Kvachantiradze، Roza Shanina، Klavdiya Kalugina و Nina Lobkovskaya نام برد.

بهروز بهادری فر
نسخه فیس بوک: goo.gl/UM694o

مطالب مرتبط:
روز پیروزی
آهنگ «دُرنا»
آهنگ «پُلوشکا پُله»
آهنگ «کاتیوشا»
آهنگ «سموگلیانکا»
آهنگ «شب تیره»
ویدئو: هفتاد سال تاریخ روسیه در ۳ دقیقه

رقص ملوانان روس («یابلِچکا»)


گروه رقص Igor Moiseyev
نسخه آپارات: aparat.com/v/P93wK
نسخه فیس بوک: goo.gl/yqQW5l
دانلود (۱۰ مگابایت): goo.gl/DufZOg

رقص «یابلِچکا» (Yablochko) به معنی «سیب کوچک» یا آن طور که در غرب شناخته می شود «رقص ملوانان روس» (Russian Sailors’ Dance) یکی از معروف ترین رقص های روسی است.

«یابلِچکا» در اصل یک آهنگ فولکلور سیاسی مربوط به قبل از انقلاب کمونیستی شوروی (۱۹۱۷) بوده و با این که متن بسیار ساده ای دارد، تا حدودی می شود آن را به آهنگ «یار دبستانی من» تشبیه کرد. موضوع این آهنگ، استقبال از «بولشویک ها» و «ولادیمیر لنین» رهبر انقلاب شوروی است.

بعد از مرگ لنین، تئاتر «بالشوی» (Bolshoi Theater) که از قدیمی ترین و بزرگ ترین و معتبرترین گروه های باله دنیاست، برای خلق آثار جدید فراخوان می دهد.
در آن زمان، آهنگسازان برجسته روس، به دلیل مشکلات و محدودیت های بعد از انقلاب، جلای وطن کرده بودند. اما «رینولد گلی‌یِر» (Reinhold Glière) آهنگساز آلمانی-لهستانی تبار روس که کشور را ترک نکرده بود به فراخوان پاسخ داد و بر اساس متنی از «میخیاییل کوریلکو» (Mikhail Kurilko) که دستمایه آن خبری درباره یک بندر در چین بود، موسیقی نوشت و به این طریق باله «گل شقایق» یا «گل خشخاش قرمز» (The Red Poppy) متولد شد و اولین بار در سال ۱۹۲۷ به روی صحنه رفت.

در پایان پرده اول این باله سه پرده ای، آهنگساز از تم آهنگ فولکلور «یابلِچکا» استفاده می کند، در صحنه ای که ملوانان کشتی شوروی، دسته جمعی می رقصند.
این رقص معروف ترین قسمت این باله شد و تا به امروز بین مردم عادی و به خصوص ملوانان، اجرا می شود. البته شعر انقلابی «یابلِچکا» عملا دیگر موضوعیت ندارد و به همین خاطر این رقص معمولا با موسیقی خالی (Instrumental) اجرا می شود.

رقص سیب کوچک، رقص ملوانان روس، یابلچکا، باله

و اما لیبرتو (متن) باله «گل شقایق» داستان جالبی دارد.
دهه ۲۰ میلادی است و کشتی اتحاد جماهیر شوروی در بندری در چین لنگر انداخته است.
کاپیتان کشتی متوجه می شود که رییس بارانداز بندر، گروهی از کارگران محلی بی جیره و مواجب را گرسنه و خسته نگه داشته و بیشتر از توانشان از آن ها کار می کشد.
یک شب رقصنده ای زیبا به اسم «تای خوآ» در حین اجرای رقص در رستوران، متوجه می شود کاپیتان کشتی شوروی در تلاش است تا به کارگران مظلوم کمک کند. دخترک رقصنده چینی، تحت تاثیر این حرکت کاپیتان قرار می گیرد و گل شقایقی به کاپیتان هدیه می دهد و با ابراز عشق، از کاپیتان می خواهد که او را با خود از چین ببرد.
نامزد «تای خوآ» از ماجرا بو می برد و از او می خواد تا کاپیتان را بکشد، اما دخترک نمی پذیرد و بعدها در جریان سوء قصدی، جان کاپیتان را نجات می دهد. به همین دلیل نامزدش قصد جانش را کرده و به او شلیک می کند.
در لحظات پایانی زندگی کوتاهش، گل شقایقی را به بچه هایی که کنارش بودند هدیه می دهد و ناکام و بی گناه، چشم از جهان فرو می بندد.

این هم فیلم «باله گل شقایق»

توضیح این که همان طور که می دانید، گل شقایق (گل خشخاش قرمز) در کشورهایی مثل انگلیس و کانادا، نماد سربازان کشته شده در جنگ (از جنگ جهانی اول به بعد) هم هست و اتفاقا در همین روزها (اوایل ماه نوامبر) است که دولتمردان و بعضی مردم، گل شقایق کاغذی به سینه می زنند.

بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
رقص «بیریوزکا»
کولی های روسیه
افسانه «شوراله»
افسانه «تزار سالتان»
رقص دختر روس با ۶ آهنگ ایرانی
رقص روس ها با آهنگ کج کلاه خان گوگوش در میدان سرخ
کارناوال نوروز ۹۴ در مسکو
تئاتر «بالشویی»

آهنگ «شب تیره»


دانلود فایل صوتی: goo.gl/4NFYZS

روس ها برای ارتش و کهنه سربازها و به طور کلی نظامیان، احترام خاصی قائل هستند و به پیشینه نظامی خود، به خصوص نتیجه جنگ جهانی دوم، می بالند. تا حدی که مهم ترین مناسبت در روسیه، بعد از سال نو میلادی، «روز پیروزی» یا همان روز پایان جنگ جهانی دوم است.
خیلی از آهنگ های معروف روسی هم، به نوعی به جنگ ارتباط دارند. مانند «کاتیوشا»، «پُلوشکا پُله» و «ژوراولی».
«شب تیره» (Temnaya Noch) از دیگر این آهنگ هاست که خاطرات چندین نسل روس را شکل داده است.

در اوج جنگ جهانی دوم، در حالی که سینمای روسیه (و نه شوروی) عملا تعطیل شده بود، فیلم «دو سرباز» در تاشکند، پایتخت ازبکستان، ساخته شد. «شب تیره» هم آهنگ همین فیلم بود که توسط «مارک برنس» (Mark Bernes) که در فیلم نقش یکی از دو سرباز را بازی می کند، اجرا شد. «شب تیره»، این خواننده جوان را که در آخرین روزهای عمرش «ژوراولی» را هم خواند، به شهرت رساند.

این آهنگ توسط خواننده های روس و غیر روس بسیاری به اجرا در آمده است. از جمله زنده یاد «فرهاد مهراد» در سال ۱۳۷۶، چند سال قبل از فوتش.

متن آهنگ «شب تیره»
گویا برای اخذ مجوز از وزارت ارشاد، ترجمه را کمی تغییر داده و «اسلامی» کرده اند.

شبی تاریک، در دشت تنها صفیر گلوله، در جاده تنها نفیر باد.
در دور دست نور ستاره‌ها به خاموشی می‌گراید.
شبی تاریک می‌دانم بیداری و در بستر جوانی ات، پنهانی اشک‌هایت را پاک می‌کنی.
چقدر عمق چشمان شیرینت را دوست دارم.
چقدر دوست دارم و می‌خواهم چشمانت را.
شب تیره ما را از هم جدا میکند و میان ما دشتی تاریک و هولناک دامن گسترده،
تو را باور می‌کنم و همین باور در بارانی از گلوله ها جانم را نجات بخشیده.
در این نبرد مرگ بار، خوشحال و آرامم چون می‌دانم هرچه که مرا پیش آید، تو با عشق استقبالم خواهی کرد.
از مرگ نمی‌هراسم بارها بس بسیار با او روبرو شده‌ام و اکنون نیز گویی برابرم می‌رقصد و می‌رقصد.
تو به انتظارم هستی.
همسرم و در بستر جوانی ات بیدار برای همین می‌دانم که هیچ اتفاقی، هیچ اتفاقی برایم نخواهد افتاد.

این هم قسمتی از فیلم «دو سرباز» که بازیگر جوان، این آهنگ را می خواند.

دانلود ویدئو: goo.gl/JRxdNJ
دانلود آهنگ: goo.gl/k1BnX1

این هم یک اجرای مدرن تر:

مطالب مرتبط:
آهنگ کاتیوشا
آهنگ «پُلوشکا پُله»
آهنگ ژوراولی
روز پیروزی

کالینینگراد، سرزمین کهربا

کالینینگراد

«کالینینگراد» (Kaliningrad) غربی ترین بخش روسیه است که جدا از خدا روسیه و در سواحل دریای بالتیک، یعنی در خاک اروپا واقع شده است.
این منطقه بخشی از دولت «پروس» (آلمان امروزی) بود که بعد از جنگ جهانی دوم به طور کامل به دست شوروی افتاد و در جریان جنگ سرد به عنوان پایگاه نظامی مورد استفاده قرار گرفت و تا به امروز سامانه های دفاعی روسیه را در خود جای داده است.

نزدیکی به اروپا باعث شده است که این شهر حال و هوایی متفاوت از دیگر شهرهای روسیه داشته باشد. از نوع معماری شهر گرفته تا آب و هوای ساحلی و رفتار مردم این شهر اروپایی است. به عنوان مثال، در این شهر خیلی دوچرخه می بینید.

بزرگ ترین معدن کهربای دنیا در«کالینینگراد» قرار دارد. صنایع دستی و جواهرات ساخته شده از کهربا (به روسی: یانتار) در کشورهای حاشیه دریای بالتیک و در روسیه خیلی طرفدار دارد.
«اتاق کهربا» در «کاخ کاترین» از دیدنی ترین جاذبه های شهر «سنت پترزبورگ» است که تماما از کهربا و طلا و آینه ساخته شده و خود داستانی شنیدنی دارد که در آینده درباره آن مطلبی خواهیم داشت.

اتاق کهربا، روسیه، سن پترزبورگ، سنت پترزبورگ، کاخ کاترین

اتاق کهربا، روسیه، سن پترزبورگ، سنت پترزبورگ، کاخ کاترین

«امانوئل کانت» فیلسوف برجسته آلمانی، متولد «کالینینگراد» بوده، ولی بر خلاف شاعران ایرانی که به واسطه محل تولد یا دفنشان، کشورهای دیگر آنان را مصادره می کنند، روسیه ادعایی بر روسی بودن کانت ندارد.

نام اصلی و آلمانی این شهر «کونیگزبرگ» (Königsberg) به معنی «شاهکوه» بوده که در زمان شوروی به «کالینین گراد» به معنی «شهر کالینین» تغییر پیدا می کند. «میخاییل کالینین» (Mikhail Kalinin) از یاران نزدیک لنین و استالین، رهبران شوروی، و در اصل «آدم» استالین بود.
در شوروی سه شهر به نام این سه رهبر سیاسی نام گذاری شد:
«لنینگراد» که امروزه «سنت پترزبورگ» نام دارد.
«استالینگراد» که امروزه «ولگوگراد» نام دارد.
«کالینینگراد» که فعلا نامش تغییری نکرده.

استالین، لنین، کالینین، شوروی

دولت روسیه اعلام کرده است که برای توسعه اقتصادی «کالینینگراد» و تبدیل آن به «هنگ کنگ روسیه» برنامه های جدی دارد.

بهروز بهادری فر

نسخه فیس بوک: https://goo.gl/asjyek

کالینینگراد

کالینینگراد

کالینینگراد

کالینینگراد

کالینینگراد

رودخانه «چوساوایا»

همان طور که می دانید، روسیه توسط رشته کوه «اورال» به دو قسمت آسیایی و اروپایی تقسیم می شود.
در شرق «اورال»، سرزمین های وسیع «سیبری» یا بخش آسیایی روسیه قرار دارد و پر است از پستی و بلندی های طبیعی.
در غرب «اورال»، بخش اروپایی روسیه واقع شده که نسبتا مسطح و کم ارتفاع است و شامل مسکو و سنت پترزبورگ و اکثر شهرهای توریستی و تاریخی روسیه می شود.
رشته کوه «اورال» با ۲۵۰۰ کیلومتر طول، از جنوب به شمال روسیه کشیده شده و به پنج قسمت اصلی تقسیم می شود: جنوبی، مرکزی، شمالی، شمالی-قطبی و در نهایت بخش قطبی.

سیبری، روسیه، روسیه اروپایی، روسیه آسیایی، اوراسیا

بلند ترین قسمت این رشته کوه در بخش شمالی-قطبی قرارداد و قله «نارودنایا» (Narodnaya) به معنی «قله مَردُم» بلندترین نقطه «اورال» است.
این قله با با حدود ۱۹۰۰ متر ارتفاع، بلندترین نقطه بخش اروپایی روسیه هم هست. البته به جز قفقاز که در جنوب بخش غربی روسیه قرار دارد و کوه «البروس» بلندترین کوه روسیه و کل اروپا، با ارتفاع ۵۶۴۲ متر (حدود ۳۰ متر کمتر از دماوند خودمان) را در خود جای داده است.

کم ارتفاع ترین قسمت «اورال» بخش مرکزی آن است. در این قسمت است که رودخانه «چوساوایا» (Chusovaya) از بخش شرقی کوه «اورال» سرچشمه می گیرد، از کوه گذر می کند و وارد بخش غربی می شود و در نهایت به رودخانه «ولگا» (۳۷۰۰ کیلومتر طول) می ریزد.

رودخانه «چوساوایا» از بهترین و زیباترین رودخانه های روسیه برای «رودخانه گردی» (Rafting) است و در حاشیه این رودخانه قطعه های سنگی بزرگ و زیادی قرار دارد که جزو میراث این رودخانه محسوب می شوند.

روی این رودخانه با طول حدود ۶۰۰ کیلومتر طول (کارون ما ۹۵۰ کیلومتر طول دارد) چندین مخزن سد ساخته اند که بخش اعظم آب مصرفی چند شهر در سیبری را تامین می کند.

در زمان تزار «ایوان مخوف» (تقریبا همزمان با شاه عباس صفوی) بود که قزاق مشهوری به نام «یرماک» (Yermak) و نیروهایش، بر خلاف جهت رودخانه «چوساوایا» به سمت شرق حرکت کردند، بعد قایق هایشان را در قسمتی از مسیر از خشکی به رودخانه دیگری انتقال دادند و در نهایت سوار بر جهت موافق آن رودخانه، وارد سیبری شدند و بعد از شکست شمالی ترین سرزمین مسلمان نشین (مغول) آن زمان، موفق به «فتح سیبری» شدند.
فتح خونین «سیبری» ثروت هنگفتی را نصیب روسیه کرد که پوست خز و منابع عظیم معدنی و زیر زمینی، از جمله آن هستند.

بهروز بهادری فر

نسخه فیس بوک: https://goo.gl/vmwqpZ

مطالب مرتبط:
ستون های لِنا

chusavaya_river_02

chusavaya_river_03
کلیسای «سنت جورج» در حاشیه رودخانه «چوساوایا»

chusavaya_river_04

chusavaya_river_05

ادامه‌ی خواندن

آهنگ روز: «دُرنا»


آهنگ «ژوراولی» (Zhuravli) که به زبان روسی یعنی «درنا»، اشک روس ها را درمیاورد، آن هم در این روزها.
فردا ۹ می، دقیقا ۷۰ سال از پایان جنگ جهانی دوم می گذرد. در این جنگ ۲۰ و چند میلیون اهل شوروی جان خود را از دست دادند. یعنی ۱۵ درصد جمعیت شوروی سابق شهید شدند!
این رقم، ۴۰ درصد کل جانباختگان جنگ جهانی دوم است. این در حالی است که بیش از ۶۰ کشور درگیر این جنگ بودند. به عبارت دیگر، شوروی معادل حدود ۲۵ کشور تلفات داده.
چه بسا اگر آسیبی که استالین از جبهه شرقی بر هیتلر تحمیل کرد نبود، اروپای امروز، شکل دیگری داشت.
این سومین باری بود که روسیه، به نوعی قربانی اروپا شد. اولین بار روسیه درگیر یوغ مغول ها شد تا رنسانس در اروپا شکل بگیرد. دومین بار در جریان کشورگشایی های ناپلئون بناپارت بود که روسیه با شکست ارتش وی، به نوعی اروپا را از دست ناپلئون نجات داد.

از این جهت است که ۹ می در روسیه «روز پیروزی» نام دارد و شاید بشود آن را مهم ترین مناسبت تقویم روسیه به حساب آورد.
برای اطلاعات بیشتر درباره «روز پیروزی» اینجا را بخوانید:
www.iloverussia.ir/den_pobedy_rooz_e_piroozi_rusie

و اما درباره آهنگ «درنا».
در جنوب روسیه استانی هست به نام «اوستیای شمالی». همان طور که می دانید مردمان این منطقه، ریشه های تاریخی فرهنگی نزدیکی با ایران دارند.
در یکی از روستاهای «اوستیا»، هفت برادر در جنگ جهانی دوم شهید شدند. خبر شهادت پسر سوم که می رسد، مادر سکته می کند. خبر شهادت پسر هفتم که می رسد، پدر جانش را از دست می دهد.
به یاد این هفت برادر، بنای یادبودی به شکل ۷ غاز در این روستا ساختند.

«رسول حمزاتوف» (Rasul Gamzatov) شاعر برجسته و نامدار اهل داغستان که به زبان «آواری» شعر می سرود، با الهام از داستان این هفت برادر و همین طور درناهای کاغذی ژاپنی، شعری به زبان آواری سرود که بعدها توسط «نااوم گربنف» (Naum Grebnev) کسی که ۱۵۰ کتاب از زبان های شرقی، از جمله فارسی به زبان روسی ترجمه کرده، به روسی برگردانده شد.
در سال ۱۹۶۹ خواننده و بازیگر معروف «مارک برنس» (Mark Bernes) این شعر را در مجله ای می بیند و ظرف مدت کوتاهی آن را می خواند. یک ماه بعد به دلیل سرطان از دنیا می رود و «درنا» آخرین اجرای او می شود.

راستش این آهنگ آن قدر برای روس ها عزیز است که جرات ترجمه آن را ندارم. اما حرف کلی این آهنگ آن است که سربازهایی که جان می دهند، زیر خاک نمی روند، بلکه مثل درنا بال می گیرند و پرواز می کنند.
امیدوارم یکی از دوستان مترجم این شعر زیبا را به فارسی برگرداند.

بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
آهنگ کاتیوشا
آهنگ روسی «پُلوشکا پُله»
آوار

نسخه فیس بوک: https://goo.gl/FDM5HU

بولاوا، گرز و موشک روسی

bulava, بولاوا

«بولاوا» (Bulava) به روسی یعنی «گُرز».
در خیلی از فروشگاه های سوغاتی و صنایع دستی در روسیه و اوکراین، «بولاوا» های چوبی ساده و رنگ شده (به سبک «خاخلاما» مانند این تصویر) پیدا می شود. این که چطور گرز می تواند سوغاتی باشد برای من هم عجیب است.

هنوز هم «بولاوا» در صنایع نظامی روسیه، اسمی آشنا و پرابهت است. نه به شکل گرزهای عصر حجری، که به عنوان یکی از پیچیده‌ ترین موشک های بالستیک قاره پیما، نصب شده روی زیر دریایی‌ های استراتژیک روسیه (RSM-56 Bulava).

نسخه فیس‌بوک: goo.gl/u9DsY9

بهروز بهادری فر

آهنگ روسی «پُلوشکا پُله»


«پُلوشکا پُله» یا (پالیوشکا پولیه) یک آهنگ خیلی معروف روسی است که به عنوان مارش نظامی در زمان شوروی سابق استفاده می شده.
آهنگساز این اثر Lev Knipper از اقوام «آنتون چخوف» و از اعضای پلیس مخفی شوروی است که اتفاقا اثری با تم ایرانی با نام «ردیف» برای سازهای زهی هم در کارنامه خود دارد.
«پُلوشکا پُله» را به فارسی می توان «مرغزار» ترجمه کرد و در ایران هم این ملودی به همین نام مشهور است. اما در بعضی منابع فارسی، نام آهنگ به اشتباه «قایقرانان ولگا» ذکر شده که نام یک آهنگ دیگر روسی است.

اجرای قدیمی «پُلوشکا پُله» توسط گروه موسیقی قزاق «دُن»

ترجمه شعر (اثر Viktor Gusev) به فارسی (برگرفته از ویکی پدیای فارسی):
سرزمین. ای سرزمین من. ای سرزمین پهناور من
بر پهنه این سرزمین پهناور قهرمانان در راهند
آه، ای قهرمانان ارتش سرخ
امروز دخترکان گریانند
امروز دخترکان غمگینند
و محبوبانشان که می‌روند
به سفری دور و دراز
آه، که می‌روندبرای پیوستن به ارتش
دخترکان نگاه کنید
دخترکان اشک هایتان را پاک کنید
بیایید سرودمان را محکمتر بخوانیم
سرود ما سرودی جنگیست
دخترکان نگاه کنید
به جاده پیش رویمان نگاه کنید
چه جادهٔ طولانی و پر پیچ و خمی
چه جادهٔ پرشوری

گفته می شود که خانم «سیمین قدیری» این متن را روی ملودی روسی خوانده. اما اطلاعات بیشتری در این زمینه پیدا نکردم.
ما جان نثارانیم، در راه وطن قربانیم
ما فرزندان بی باک ایرانیم،
در دل عشق وطن پرورانیم
در دامان میهن، با خون نوشتیم:
ای وطن، گر تو نباشی میهن، نباشیم ما، در راه تو از جان گذریم ما
با خون دلیران شد خاک میهن در امان
با خون آنها بر روی پیشانی نوشتیم:
بهر وطن قربانیم.

و در نهایت، قطعه «ردیف» با الهام از موسیقی ایرانی، اثر Lev Knipper آهنگساز «پُلوشکا پُله»


گردآوری: بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
آهنگ «کاتیوشا»