بایگانی دسته: مناسبت ها

روز زن در روسیه

در روسیه هم مثل خیلی از کشورها، هشتم مارس، روز زن است.
بر خلاف روز مرد (۲۳ فوریه)، در روز زن، بازار گل و شکلات و هدیه داغ می‌شود. در محیط کار هم روز زن را جشن می‌گیرند و گاهی دفتر را تزیین می‌کنند و به خانم ها گل و کادو هدیه می‌دهند.
نماد روز زن در روسیه، از دوران شوروی به این طرف، گل خوشه ای و زرد رنگ «اقاقیای نقره ای» است که در روسیه به آن «میموزا» (Mimosa) می‌گویند. این گل در شمال ایران هم به وفور پیدا می‌شود، هرچند که بومی استرالیا است.
در این روز هدیه دادن گل لاله هم بسیار مرسوم است.

هم روز مرد و هم روز زن در روسیه تعطیل است. امسال دوشنبه را هم که بین تعطیلات آخر هفته (شنبه و یکشنبه) و سه شنبه بود تعطیل کردند.
با این توضیح که در روسیه اگر بین تعطیلات را به خاطر رفاه مردم تعطیل کنند، به جایش مردم یه روز تعطیل دیگر (معمولا شنبه) سر کار می‌روند.

جمعیت زنان در روسیه ۱۰ میلیون بیشتر از جمعیت مردان است. به عبارت دیگر، به ازای هر ۱۰۰ مرد، ۱۱۵ زن در روسیه زندگی می‌کند.
در مقام مقایسه، جمعیت زنان در ایران، ۱ میلیون کمتر از مردان است. یا به عبارتی، به ازای هر ۱۰۰ مرد، ۹۷ زن در ایران زندگی می‌کند.
شاید به همین دلیل باشد که در روسیه بیشتر زن می‌بینید تا مرد. به خصوص که خانم‌های روسی به طور تاریخی سختکوش و اهل کار هستند و در اکثر محیط‌های کاری، تعداد خانم‌ها بیشتر از مردان است.
خانم‌های روس در مشاغل سختی مثل برفروبی و رفتگری هم فعال هستند، هرچند که تقریبا ۱۰۰ درصد مردم روسیه، چه زن و چه مرد، باسوادند.
شاید به دلیل استقلال مالی خانم‌ها باشد که مردسالاری در روسیه کمرنگ است. با این وجود، رتبه روسیه در خشونت خانگی رتبه بسیار بدی است.

با توجه به این که عمر مردان کمتر از خانم هاست (که یکی از دلایل عمده آن مصرف زیاد الکل عنوان می‌شود) روسیه با بحران «بابوشکا» های تنها روبرو است. «بابوشکا» (Babushka) به روسی یعنی مادربزرگ یا خانم مسن.
اکثر این خانم ها صاحبخانه هستند (به دلیل خصوصی سازی بعد از شوروی) و حقوق بازنشستگی می‌گیرند، اما درصد قابل توجهی از آن ها دست تنها هستند و فامیل و خانواده ای ندارند.
به همین دلیل همسایه ها به این خانم‌های مسن رسیدگی می‌کنند و در موارد زیادی، بعد از فوت آن خانم، خانه او را به ارث می‌برند.
حتی در دورانی شرکت‌هایی به وجود آمده بودند که با این خانم‌ها قرارداد می بستند تا در قبال پرستاری و نگهداری و پرداخت مبلغی ماهانه، بعد از فوتشان خانه را به ارث ببرند.

بهروز بهادری فر

نسخه فیس‌بوک: goo.gl/97g5EF

مطالب مرتبط:
بابوشکا
کولی های روسیه

صدا و ویدئوی لئو تالستوی


لینک دانلود: goo.gl/0gLjDb
نسخه آپارات: aparat.com/v/wdEb4
نسخه فیس بوک: goo.gl/riIcUq

دیروز، ۹ سپتامبر، ۱۸۷ مین سالگرد تولد «لئو تالستوی» (Leo Tolstoy) نویسنده نابغه روس بود.
او که در یک خانواده اشرافی و با اصل و نسب به دنیا آمد، در سال های پایانی عمرش از فقر و تبعیض در جامعه به ستوده آمده و به حمایت از فقرا، زندانیان سیاسی، سربازان فراری و… پرداخت.
به دلیل همین افکار خاص او بود که چند سال مانده به فوتش، کلیسای ارتودوکس روسیه او را مرتد اعلام کرد.

«تالستوی» در ۸۲ سال عمر پرثمرش، اتفاقات تاریخی مهمی را به چشم خود دید. تولد او تنها چند سال بعد از حمله و شکست ناپلئون بناپارت به روسیه اتفاق افتاد. سی و اندی سال داشت که رعیت داری در روسیه ملغی و سیاست اصلاحات اراضی به اجرا گذاشته شد. سیاستی که به نارضایتی ها دامن زد و شورش های گاه و بی گاه مردمی را به همراه آورد.
طی ۴۰ سال پایانی عمر او، سطح سواد در جامعه از یک درصد، به ۲۰ درصد رسید و ساختار اجتماعی جامعه به سرعت در حال تغییر بود و به همین دلیل دغدغه آگاهی رسانی و آموزش، «تالستوی» را به یک فعال اجتماعی بدل کرد.
«تالستوی» انقلاب ۱۹۰۵ روسیه تزاری که منجر به تاسیس مجلس «دوما» شد را هم در چند سال پایانی عمرش به چشم دید. انقلابی که چند سال بعد از مرگ تالستوی، روسیه تزاری را از عرش به فرش کشاند و کمونیست ها را به قدرت رساند.

نمی شود از «تالستوی» گفت، ولی از «سوفیا» همسرش نامی نبرد. همسری وفادار که از ۱۸ سالگی تا پایان عمر، در تمام مشکلات و تغییرات و طوفان های فکری، و حتی دوران عیاشی و خوشگذارانی های «لئو»، همراه و مراقب او بود.

منزل و محل دفن «لئو تالستوی» در منطقه «یاسنایا پالیانا» (Yasnaya Polyana) به معنای «بیشه آفتابی» است. در همین «بیشه آفتابی» بود که او «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» را نوشت.
«یاسنایا پالیانا» چند کیلومتر بیشتر با شهر «تولا» (Tula) فاصله ندارد. شهری در ۲۰۰ کیلومتری جنوب مسکو که مرکز سماور سازی روسیه است.
امروزه، ملک و منزل «تالستوی» به یک موزه فضای باز تبدیل شده و بازدید از آن برای عموم آزاد است.

به مناسبت این سالگرد تولد، با استفاده از ویدئوهای کمتر دیده شده تاریخی و همین طور صدای «تالستوی»، ویدئوی کوتاهی تهیه کرده ام که می بینید.

بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
اینفوگرافیک: ادبیات قرن نوزده روسیه (عصر طلایی)
تولا
لئو تالستوی: عصای جادویی
لئو تالستوی: توقف کن.
«حمید‌رضا آتش‌برآب» مترجم پرکار ادبیات روسی

آهنگ روز: «دُرنا»


آهنگ «ژوراولی» (Zhuravli) که به زبان روسی یعنی «درنا»، اشک روس ها را درمیاورد، آن هم در این روزها.
فردا ۹ می، دقیقا ۷۰ سال از پایان جنگ جهانی دوم می گذرد. در این جنگ ۲۰ و چند میلیون اهل شوروی جان خود را از دست دادند. یعنی ۱۵ درصد جمعیت شوروی سابق شهید شدند!
این رقم، ۴۰ درصد کل جانباختگان جنگ جهانی دوم است. این در حالی است که بیش از ۶۰ کشور درگیر این جنگ بودند. به عبارت دیگر، شوروی معادل حدود ۲۵ کشور تلفات داده.
چه بسا اگر آسیبی که استالین از جبهه شرقی بر هیتلر تحمیل کرد نبود، اروپای امروز، شکل دیگری داشت.
این سومین باری بود که روسیه، به نوعی قربانی اروپا شد. اولین بار روسیه درگیر یوغ مغول ها شد تا رنسانس در اروپا شکل بگیرد. دومین بار در جریان کشورگشایی های ناپلئون بناپارت بود که روسیه با شکست ارتش وی، به نوعی اروپا را از دست ناپلئون نجات داد.

از این جهت است که ۹ می در روسیه «روز پیروزی» نام دارد و شاید بشود آن را مهم ترین مناسبت تقویم روسیه به حساب آورد.
برای اطلاعات بیشتر درباره «روز پیروزی» اینجا را بخوانید:
www.iloverussia.ir/den_pobedy_rooz_e_piroozi_rusie

و اما درباره آهنگ «درنا».
در جنوب روسیه استانی هست به نام «اوستیای شمالی». همان طور که می دانید مردمان این منطقه، ریشه های تاریخی فرهنگی نزدیکی با ایران دارند.
در یکی از روستاهای «اوستیا»، هفت برادر در جنگ جهانی دوم شهید شدند. خبر شهادت پسر سوم که می رسد، مادر سکته می کند. خبر شهادت پسر هفتم که می رسد، پدر جانش را از دست می دهد.
به یاد این هفت برادر، بنای یادبودی به شکل ۷ غاز در این روستا ساختند.

«رسول حمزاتوف» (Rasul Gamzatov) شاعر برجسته و نامدار اهل داغستان که به زبان «آواری» شعر می سرود، با الهام از داستان این هفت برادر و همین طور درناهای کاغذی ژاپنی، شعری به زبان آواری سرود که بعدها توسط «نااوم گربنف» (Naum Grebnev) کسی که ۱۵۰ کتاب از زبان های شرقی، از جمله فارسی به زبان روسی ترجمه کرده، به روسی برگردانده شد.
در سال ۱۹۶۹ خواننده و بازیگر معروف «مارک برنس» (Mark Bernes) این شعر را در مجله ای می بیند و ظرف مدت کوتاهی آن را می خواند. یک ماه بعد به دلیل سرطان از دنیا می رود و «درنا» آخرین اجرای او می شود.

راستش این آهنگ آن قدر برای روس ها عزیز است که جرات ترجمه آن را ندارم. اما حرف کلی این آهنگ آن است که سربازهایی که جان می دهند، زیر خاک نمی روند، بلکه مثل درنا بال می گیرند و پرواز می کنند.
امیدوارم یکی از دوستان مترجم این شعر زیبا را به فارسی برگرداند.

بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
آهنگ کاتیوشا
آهنگ روسی «پُلوشکا پُله»
آوار

نسخه فیس بوک: https://goo.gl/FDM5HU

«سوبوتنیک» – روز کار داوطلبانه دست جمعی

سوبوتنیک

به واسطه تفکرات کمونیستی و تبلیغات حکومتی، مردم شوروی برای کار کردن بسیار ارزش قائل بودند و اعتقاد داشتند که برای موفقیت ارزش های والای کمونیستی باید تا حد ممکن کار کرد.
یکی از نمادهای این تفکر، «سوبوتنیک» است. (در زبان روسی Subbota یعنی شنبه)

«سوبوتنیک» (Subbotnik) روز کار دسته جمعی بدون دریافت دستمزد است. کارهایی مانند آب و جارو کردن محله، تمیز کردن کارخانه، تعمیرات جزیی و…
اولین «سوبوتنیک» سراسری در شوروی، ۹۵ سال پیش (شنبه اول ماه می ۱۹۲۰) با حضور لنین برگزار شد.

لازم به توضیح است که شروع این ماجرا به یک سال قبل از این تاریخ باز می گردد، زمانی که حدود ۱۵ کارگر ایستگاه قطاری در مسکو، به صورت خودجوش، بدون دستمزد اضافه کاری کردند. باید روحیه مردم در آن سال ها را در نظر داشت. ملت تازه از شر حکومت تزاری خلاص شده، حزب بولشویک انقلاب را از آن خود کرده و جنگ جهانی اول هم به پایان رسیده و مردم تازه انقلاب کرده، امید داشتند که رنج و زحماتشان به بار بشیند.
مردم شور و اشتیاق زیادی داشتند و شاید واقعا می خواستند داوطلبانه به کشور خدمت کنند. اما اجباری شدن آن توسط دولت که به کار رایگان نیاز داشت، و همین طور خسته و بی انگیزه شدن مردم، باعث شد تا به مرور زمان «سوبوتنیک» به یکی دو روز در سال محدود شود.
ولی در دهه پنجاه میلادی، بعد از جنگ جهانی دوم، «سوبوتنیک» دوباره مردم را برای بازسازی کشور متحد و بسیج کرد و حتی به کشورهای بلوک شرق و آلمان اشغال شده راه پیدا کرد.

امروزه هم، هر چند بسیار کمرنگ تر از سابق، «سوبوتنیک» و «واسکرِسْنیک» (به روسی Voskreseniye یعنی یکشنبه) در روسیه اجرا می شود. اما به جز سالخوردگان کمتر کسی برای «سوبوتنیک» ارزش ایدئولوژیک قائل است.
هوا که خوب می شود، یعنی اواخر ماه آوریل و اوایل ماه می (اردیبهشت و خرداد)، مردم علاقمند دور هم جمع می شوند و محله شان را تمیز می کنند. نرده ها را رنگ می کنند، گل و گیاه می کارند و…
علاوه بر این شرکت ها و کارخانه های بزرگ از این روز برای تقویت روحیه تیمی بین کارکنانشان استفاده می کنند و روزی را به این کار اختصاص می دهند. شاید «سوبوتنیک» تنها روزی باشد که کارمندان میز کارشان را گردگیری می کنند! 🙂
بعضی خیریه ها هم از این فرصت استفاده کرده و با برگزاری مراسم گروهی و داوطلبانه، برای کودکان بیمار و بی سرپرست پول جمع می کنند.

فردا اول ماه می است و تعطیلات ماه می شروع می شود. روز اول ماه می روز کارگر است و روز ۹ می روز پیروزی و پایان جنگ جهانی دوم و هر دو روز برای مردم روسیه بسیار مهم هستند. برای همین دو هفته اول ماه می در روسیه تقریبا تق و لق است و مردم یا مسافرت می روند یا داچا (ویلای شخصی).

بهروز بهادری فر

نسخه فیس‌بوک: goo.gl/3MxJvV

مطالب مرتبط:
روز پیروزی
داچا

عید پاک در روسیه – سال ۲۰۱۵

پاسخا، عید پاک، روسیه

امروز در روسیه «عید پاک» یا «پاسخا»، یکی از بزرگ ترین عید های مسیحیان است.

در این روز حضرت مسیح پس از این که در اورشلیم شکنجه و مصلوب شده بود، دوباره زنده شد.
«پاسخا» (یا «ایستر») از جهاتی شبیه «عید فطر» مسلمانان است، چون پایان «روزه داری بزرگ» ۴۰ روزه است که بعد از «جشن ماسلنیتسا» در اسفند ماه شروع شده بود.
در این ۴۰ روز، مومنان از خوردن گوشت و محصولات لبنی و حیوانی خودداری می کنند و سراغ رقص و موسیقی و پایکوبی نمی روند.
البته در مسیحیت این تنها دوران روزه داری نیست و در چندین زمان دیگر از سال هم روزه می گیرند.

توضیحات و عکس های بیشتر در مطلبی که سال گذشته نوشته شده:
عید پاک در روسیه

کارناوال نوروز ۹۴ در مسکو


شنبه، یکم فروردین ۱۳۹۴ تعدادی از ایرانیان مقیم مسکو و دانشجویان روسی زبان فارسی، در یکی از خیابان های معروف و توریستی مسکو جمع شدیم و پلاکارد هفت سین به دست و با موسیقی و رقص و آواز و پخش تراکت هایی رنگی که نوروز و تقویم ایرانی را به زبان ساده توضیح می داد، نوروز را جشن گرفتیم.
همین طور به مردم پیشنهاد کردیم که آرزویی کرده و سبزه گره بزنند که با استقبال دختر خانم ها مواجه شد. 🙂
حاجی فیروز ما و تنها حاجی فیروز مسکو، دانیلا، دانشجوی زبان فارسی است که در ویدئوی قبلی با عنوان «من فارسی بلدم» هم حضور داشت.
این که مجموعه های دولتی در روسیه تمایلی به مثلا برگزاری آتش بازی و اجراهای خیابانی رقص و آواز (حتی مجاز!) و حاجی فیروز گردانی نداشته باشند، قابل فهم است، اما این که بازرگانان و افراد مقیم روسیه کمتر به معرفی ایران در روسیه علاقه نشان می دهند جای تاسف دارد.
امیدوارم این حرکت بسیار کوچک ما به یک رویه تبدیل شود و مراسم نوروز هر سال به صورت باشکوه در روسیه برگزار شود.
کاری از: بهروز بهادری فر

رقص سنتی روسی «بیریوزکا»


نسخه آپارات: www.aparat.com/v/iUzWT
نسخه فیس‌بوک: goo.gl/iq5yCq

در زبان روسی «بیریوزکا» (Berezka) یعنی «درخت توس کوچک». درخت توس نقش مهمی در تاریخ و فرهنگ روسیه داشته است.
رقص «بیریوزکا» رقصی سنتی است بر اساس آهنگ قدیمی «تک درخت توس در دشت ایستاده» و به صورت دسته جمعی و دایره وار اجرا می شود.


این نوع رقص و آواز دسته جمعی و دایره وار «خاراوُد» (Khorovod) نام دارد و در آیین ها و مراسم مختلف روسی اجرا می شود.
«خاراوُد» که ریشه در یونان باستان دارد، بین مردم اسلاو نژاد بسیار رایج است و نمونه های آن را هنوز در بعضی جشن های روسی مانند «ماسلنیتسا»، «سِمیک»، «ایوان کوپالا» و حتی کریسمس می توان دید؛ مردم به دور آتش و درخت توس یا درخت کاج حلقه می بندند، می چرخند و آواز می خوانند.


«خاراوُد» در یاقوتستان روسیه، ثبت شده در کتاب رکوردهای گینس

تکنیک به کار رفته در اجرای رقص «بیریوزکا» بسیار دشوار است و به آن «گام های شناور» (Floating Steps) گفته می شود. رقصندگان باید طوری روی پنجه پا کوتاه و سریع قدم بردارند که برای بیننده حرکت قو روی آب تداعی شود.

گروه رقص Berezka که شهرت بین المللی دارد و نامش را از همین رقص گرفته، حداقل ۵۰ سال است که در سراسر دنیا به اجرای این رقص و دیگر رقص های سنتی روسیه می پردازد که نمونه ای از آن را در این ویدئو می بینید.
رقصندگان شاخه درخت توس به دست دارند.

بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
درخت توس
ماسلنیتسا، نوروز اسلاو ها
جشن «ایوان کوپالا» – چهارشنبه سوری اسلاو‌ها
سِمیک

جزایر «سالاوکی»

سالاوکی، جزایز سالاوکی، solovki، جزیره سالاوکی، روسیه، لابیرنت، هزارتو، هزار تو، جزایر سولووتسکیه

در شمال شرق سنت پترزبورگ و در آب های دریای سفید، ۶ جزیره کوچک به نام مجمع الجزایر «سالاوکی» (Solovki) وجود دارند که با وجود این که خیلی کوچک هستند، تاریخ و داستانی شنیدنی دارند.
این جزایر جزیی از استان «آرخانگلسک» هستند که مرکز آن، یعنی بندر «آرخانگلسک» (Arkhangelsk) یکی از مهمترین بنادر تاریخی روسیه بوده و هست.

همان طور که می دانید، در کشورهای مختلف دنیا چندین هزار لابیرنت (هزار تو) وجود دارد. ولی دانشمندان هنوز به این پرسش که چطور می شود که در طول تاریخ، یک طرح و ساختار ثابت در گوشه های مختلف دنیا، از مصر و هند و یونان گرفته تا روسیه و اسکاندیناوی و انگلیس و آمریکا، تکرار و ساخته شده، پاسخ قانع کننده ای پیدا نکرده اند.
در روسیه حدود ۵۰ لابیرنت وجود دارد و جزایر «سالاوکی» با داشتن ۳۵ لابیرنت سنگ چین شده در یک منطقه بسیار کوچک، در دنیا کم نظیر است. سالم ترین این لابیرنت ها در جزیره «خرگوش بزرگ» قرار دارند که قطری بین ۶ تا ۲۵ متر و قدمتی چند هزار ساله دارند.

سالاوکی، جزایز سالاوکی، solovki، جزیره سالاوکی، روسیه، لابیرنت، هزارتو، هزار تو، جزایر سولووتسکیه

بخش دیگری از هویت تاریخی این جزایر، صومعه «سالاوکی» است. این مجموعه زیبا با قدمتی بیش از ۵۰۰ سال به عنوان یکی از مهمترین میراث فرهنگی روسیه به همراه لابینرت ها در یونسکو به ثبت رسیده است.
صومعه «سالاوکی» به سرعت به یکی از مهم ترین، شکوفا ترین و ثروتمندترین مراکز مذهب ارتودوکس روسیه بدل شد، به طوری که حتی به دولت مرکزی مالیات می داد.

سالاوکی، جزایز سالاوکی، solovki، جزیره سالاوکی، روسیه، لابیرنت، هزارتو، هزار تو، جزایر سولووتسکیه

اما اوسط قرن ۱۷ میلادی، یعنی کمی بعد از مرگ شاه عباس صفوی در ایران، یک سری اصلاحات مذهبی در روسیه به اجرا گذاشته شد که ناخواسته شکاف عمیقی بین مسیحیان روسیه به وجود آورد. آن عده که مخالف اصلاحات بودند («راسکولنیک» ها یا «باورمندان قدیم») به شدت مورد آزار و اذیت و تهدید حکومت قرار می گرفتند. بعضی از این«باورمندان قدیم» به قدری مخالف اصلاحات مذهبی بودند که مرگ را بر ننگ مذهب جدید ترجیح داده و به طور دسته جمعی خود را در کلبه های چوبی قفل کرده و به آتش می کشیدند.
در این دوران بود که صومعه «سالاوکی» از پذیرش اصلاحات سر باز زد و به همین دلیل برای ۸ سال تحت محاصره نیروهای حکومت تزاری قرار گرفت.

سالاوکی، جزایز سالاوکی، solovki، جزیره سالاوکی، روسیه، لابیرنت، هزارتو، هزار تو، جزایر سولووتسکیه

«میخاییل لومونوسوف»، علامه و ادیب روس قرن ۱۸ و بنیان گذار دانشگاه مسکو، اهل یکی از روستاهای «آرخانگلسک» بود. پدرش مرد متمولی بود که سوار بر کشتی، ماهی گیری و تجارت می کرد و در بعضی از سفرهایش، از جمله به جزایر «سالاوکی»، میخیاییل نوجوان را به همراه خود می برد. «میخاییل لومونوسوف» در خاطراتش هم از خودسوزی دوستانش و هم از «لابیرنت های شمال» یاد می کند. اساسا یکی از دلایل رویگردانی او از دین و علاقه اش به علم، همین خودسوزی دوستانش بود و باعث شد از دست پدرش که زندگی روستایی اما راحتی برایش در نظر داشت فرار کند و برای تحصیل به سنت پترزبورگ برود.

سالاوکی، جزایز سالاوکی، solovki، جزیره سالاوکی، روسیه، لابیرنت، هزارتو، هزار تو، جزایر سولووتسکیه
دسته مذهبی (Крестный ход) کنار صومعه «سالاوکی»
مسیحیان ارتودوکس، در مراسم خاصی مانند «خاج شویان» و «عید پاک» و همین طور در مواردی برای دور کردن بلا، با در دست داشتن چراغ و پرچم و صلیب و تمثال های حضرت مسیح (Icon)، چند بار دور کلیسا یا صومعه می چرخند یا بین ساختمان های کلیسا پیاده روی می کنند.

سالاوکی، جزایز سالاوکی، solovki، جزیره سالاوکی، روسیه، لابیرنت، هزارتو، هزار تو، جزایر سولووتسکیه

سالاوکی، جزایز سالاوکی، solovki، جزیره سالاوکی، روسیه، لابیرنت، هزارتو، هزار تو، جزایر سولووتسکیه

اهمیت جزایر «سالاوکی» در تاریخ روسیه، خیلی بیشتر از این هاست و صومعه «سالاوکی» در جریان جنگ های متعددی از جمله جنگ کریمه، به عنوان دژی محکم در برابر دشمن ایفای نقش کرد.

سالاوکی، جزایز سالاوکی، solovki، جزیره سالاوکی، روسیه، لابیرنت، هزارتو، هزار تو، جزایر سولووتسکیه
تصویر بنای یادبود تزار پتر کبیر در شهر «آرخانگلسک» و صومعه «سالاوکی» روی اسکناس ۵۰۰ روبلی

علاوه بر این، بخشی از صومعه «سالاوکی» به صورت زندان ساخته شده و در زمان حکومت تزاری، خیلی از زندانیان عقیدتی و سیاسی را آنجا می فرستادند. بعد از انقلاب روسیه و ورود کمونیسم، فعالیت های مذهبی صومعه تعطیل شد و زندان صومعه به عنوان یکی از اولین «گولاگ» های روسیه مورد استفاده قرار گرفت. «گولاگ» (GULAG) کمپ هایی کار اجباری در سراسر روسیه، به خصوص در مناطق سخت و دور افتاده بودند که زندانیان تبعیدی را به آنجا می فرستادند. شرایط «گولاگ» ها فوق العاده سخت بود. بخش وسیعی از سیبری توسط همین زندانیان بخت برگشته ساخته و آباد شدند.
«الکساندر سولژنیتسین» در کتاب «مجمع الجزایر گولاگ» به تفصیل در این باره و جزایر «سالاوکی» نوشته است. (دانلود نسخه PDF کتاب)

سالاوکی، جزایز سالاوکی، solovki، جزیره سالاوکی، روسیه، لابیرنت، هزارتو، هزار تو، جزایر سولووتسکیه

امروزه جزایر «سالاوکی» یکی از جاذبه های توریستی روسیه است. دسترسی این جزایر به فرودگاه و نزدیکی شان به بندر «آرخانگلسک»، سنت پترزبورگ و «کیژی پاگوست»، این جزایر را به یکی از مناطق پر رفت و آمد شمال روسیه بدل کرده است.

سالاوکی، جزایز سالاوکی، solovki، جزیره سالاوکی، روسیه، لابیرنت، هزارتو، هزار تو، جزایر سولووتسکیه

سالاوکی، جزایز سالاوکی، solovki، جزیره سالاوکی، روسیه، لابیرنت، هزارتو، هزار تو، جزایر سولووتسکیه
راهب های صومعه در حال کار

سالاوکی، جزایز سالاوکی، solovki، جزیره سالاوکی، روسیه، لابیرنت، هزارتو، هزار تو، جزایر سولووتسکیه
راهب صومعه در حال کار

ادامه‌ی خواندن

جشن «ایوان کوپالا» – چهارشنبه سوری اسلاو‌ها

«ایوان کوپالا» (Ivan Kupala) یکی از جشن های تابستانی اقوام اسلاو نژاد است که شباهت هایی به چهارشنبه سوری ایرانی دارد.

این جشن باستانی، ریشه در آیین های پاگانیستی (بت پرستی) دارد؛ دورانی که به خدایان متعدد و نیروهای طبیعی و جادو اعتقاد داشتند.
آیین «ایوان کوپالا»، درباره تطهیر انسان، عشق و زایندگی و راندن نیروی های اهریمنی با استفاده از آب و آتش (دو نیروی متضاد طبیعت) است.

اسلاوهای باستان این آیین را در بلند ترین روز سال (انقلاب تابستانی) جشن می گرفتند. روزی که خورشید بیشتر از همه روزهای دیگر به زمین می تابد.
با ورود مسیحیت ارتودوکس به روسیه (حدود هزار سال پیش) این جشن با روز «یحیی تعمید دهنده» (یوحنا) آمیخته شد و امروزه، با چند روز جا به جایی، در ۱۵ تیرماه (۶ ژوییه) برگزار می شود.

اعتقاد بر این است که در این روز، طبیعت نیروی شفا دهنده پیدا می کند. درختان با خش خش برگ هایشان با هم حرف می زنند و حیوانات با هم صحبت می کنند. حتی علف ها نیروهای جادویی پیدا می کنند.
مردم و به خصوص دخترها، صبح خیلی زود بیدار می شوند و پای برهنه در طبیعت قدم می زنند تا شبنم شفا دهنده به پایشان بخورد.
در این روز همه باید تنی به آب بزنند و شنا کنند. بعد به دنبال جمع آوری گیاهان درمانی می روند.
دخترها، از ۱۲ گل و گیاه مختلف دسته گل درست کرده و روی سرشان می گذارند.

هوا که روی به تاریکی می رود، خرمن آتش برپا می کنند و دور آتش، دست به دست هم داده و آواز می خوانند و می رقصند.
زوج های دختر و پسر دست هم را می گیرند و از روی آتش می پرند. این یک جور «آزمون آتش» است. اگر بتوانند با هم، بدون این که دستشان از هم جدا شود بپرند، با هم ازدواج می کنند و زندگی شان دوام می آورد. هر چه بلندتر بپرند، خوشبخت تر می شوند. اگر دستشان از هم جدا بشود، در زندگی هم از هم جدا می شوند.

بعد از پایان رقص و آواز، خرمن آتش را داخل آب می اندازند و به سمت آب می روند.
دخترها هم، چند شمع داخل دسته گل روی سرشان گذاشته و به آب روان می سپارند. اگر دسته گل غرق شود، یعنی جدایی در مسیر عشقی. اگر روی آب بماند، یعنی مراسم عروسی در راه است. اگر به خشکی برگردد، یعنی در سال آینده تنها می مانند.

سنت دیگر در این شب، گرفتن فال با موم مذاب شمع است. شمع را بر می گردانند و موم مذاب را داخل ظرفی از آب سرد می ریزند و از روی شکل موم سرد شده، درباره آینده شان حدس و گمان می زنند و خیالبافی می کنند.
فال شمع فقط مختص به این شب نیست و در مناسبت های مختلف مرسوم است.

این شب، هیچ کس نمی خوابد. بعد از آب تنی و آتش بازی و فال دسته گل و شمع و رقص و پایکوبی، دخترهای مجرد دل به جنگل می زنند. پسرها هم پشت سرشان. به دنبال «گل سرخس»!
اعتقاد بر این است که سرخس (که اساسا گل نمی دهد) در این شب گل قرمز رنگی می دهد که هر کس آن گل را پیدا کند، به رمز و رموز تمام عالم دسترسی پیدا کرده و به خوشبختی ابدی می رسد. حتی زبان حیوانات را یاد می گیرد. اما نیروهای جادویی و اهریمنی محافظ این گل هستند و خوشبختی حاصل از یافتن آن، به کسی نرسیده!

در واقع، یکی از دلایل آبتنی و رقص و پایکوبی برهنه و به دل جنگل زدن دختر و پسرها، جدای باور به تطهیر روح و بدن انسان، بهانه ای است برای این که دختر و پسرها از هم دلبری کنند و جرقه ازدواج زده شود.

درباره ریشه کلمه «ایوان کوپالا» نظرات مختلفی مطرح است.
بعضی ها می گویند که «کوپالا» همان «کیوپید» اسلاو هاست. «کیوپید» خدای عشق و شهوت در اساطیر رومی است. همان پسربچه کوچکی که نماد روز ولنتاین است.
بعضی ها می گویند که «کوپالا» از کلمه «کوپات» روسی به معنی «آب تنی دادن» آمده است. «ایوان» هم همان «یحیی تعمید دهنده» (یوحنا) است.
گروه دیگری می گویند این جشن ریشه در آیین زرتشتی دارد و ایوان، همان زرتشت است. کوپالا هم از کلمه یال و کوپال به معنای تنومند آمده. یعنی جشن «زرتشت تنومند».

ریشه و تاریخچه این جشن هرچه که باشد، در این روز و شب، دختر و پسرهای جوان حسابی خوش می گذرانند.

بهروز بهادری فر
فیس‌بوک: goo.gl/QXpjrj

ادامه‌ی خواندن

درخت توس در روسیه

در اقلیم های مختلف، بعضی درختان دارای جایگاه فرهنگی و اعتقادی خاصی هستند. مثل انار، زیتون، سرو، چنار، خرما، بلوط و…
در روسیه، درخت «توس» (غان) یکی از این درختان است.
پوست درخت توس (beresta به زبان روسی) نرم و سفید و انعطاف پذیر است. برای همین از زمان های دور از آن برای نوشتن استفاده می کرده اند.

بعضی از این مدارک (مثل پاپیروس) تا به امروز باقی مانده اند. از جمله مشق و تکلیف و نقاشی های یک پسر شش هفت ساله روس که حدود ۷۵۰ سال پیش زندگی می کرده است.

یا در زمان شوروی سابق، زمانی که مخالفان سیاسی را به اردوگاه های کار اجباری (گولاگ) در مناطق سرد و دوردست مثل سیبری تبعید می کردند، خبری از کاغذ و قلم نبود. برای همین تبعیدیان روی پوست درخت توس نامه می نوشتند و در فرصت های مناسب از قطار به بیرون می انداختند. اهالی محلی که این نامه ها را پیدا می کردند هم به نحوی نامه را به دست دوست و اقوام نویسنده نامه می رساندند.

از پوست درخت توس که مانند چرم انعطاف پذیر است، برای ساختن وسایل زندگی مثل دمپایی و ظروف نگهداری مواد غذایی و… هم استفاده می شده است. امروزه این وسایل جنبه تزیینی و سوغاتی پیدا کرده اند و به شکل هنرمندانه ای جعبه و قوطی و کیف و حتی سماور از آن می سازند.

شیره درخت توس (birch syrup) هم یکی دیگر از دلایل محبوبیت این درخت در میان روس هاست. در زمان محدود و مشخصی در بهار، سوراخی در تنه درخت ایجاد کرده و شیره روان و شیرین مزه درخت را جمع آوری می کنند. شیره تا چند روز قابل استفاده است و برای نگهداری بیشتر، آن را فریز یا پاستوریزه می کنند.
در بازار، آب میوه درخت توس هم به فروش می رسد.

>

از جنبه های اعتقادی درخت توس هم می توان به فستیوال «سمیک» (semik) اشاره کرد.
تا قبل از ورود مسیحیت به روسیه (حدود هزار سال پیش) اوایل ماه ژوئن، هفته ای به نام «هفته سبز» را جشن می گرفتند.
اسلاو ها اعتقاد دارند که «روسالکا» (rusalka) یا پری های دریایی، شب ها از آب بیرون آمده و با زیبایی مسحور کننده شان، مردان را اغوا کرده و با خود با اعماق آب (دنیای مردگان) می برند.

اسلاو های پاگان (بت پرست)، اعتقاد داشتند که در هفته سبز، «روسالکا» ها روی درختان توس و بید، به کمین مردان می نشینند. برای همین، زنان روستایی به درخت توس، نذری (مثل سیر و عود) و دعا می بستند تا روسالکا ها به مردانشان آسیب نزنند. دختران جوان هم شب زنده داری کرده و به رقص و پایکوبی مشغول می شدند.
شنا کردن در شب هم که در فرهنگ قدیمی اسلاو ها شگون نداشت، در این هفته به طور کلی ممنوع بوده.

علاوه بر این، در این هفته به مردگان احترام می گذاشتند و در بیرون و داخل منزل، درخت توس را با روبان و دانه های تسبیح تزیین می کردند و در آخر جشن، درخت را به آب می انداختند.

با ورود مسیحیت به روسیه، فستیوال «سمیک» هم مانند دیگر رسم و رسوم، با اعتقادات مسیحی آمیخته شد و امروزه این جشن به «هفته مقدس تثلیث» (خدا، پسر، روح القدس) تغییر ماهیت داده است.

آهنگی روسی درباره درخت توس:


لازم به توضیح است که درختان و بوته هایی مثل زالزالک، بلوط، بیدمشک و بید هم از جایگاه خاصی در فرهنگ اسلاو ها برخورداند.

بهروز بهادری فر