بایگانی دسته: هنر

شهر نامرئی کیتِژ

شهر نامرئی کیتژ

بر اساس افسانه‌های روسی، حدود ۸۰۰ سال پیش، «یکی از شاهزادگان روس، در حاشیه دریاچه‌ای به نام «سوِت‌لایار» (Svetloyar) در منطقه‌ای نزدیک شهر مهم و تاریخی «نیژنی نوگورود» (Nizhniy Novgorod)، شهری به نام «کیتِژ» (Kitezh) بنا نهاد.

چیزی نگذشت که «باتو خان» نوه «چنگیز خان مغول» به روسیه و این منطقه حمله کرد و از طریق افراد محلی از محل این شهر باخبر شد و درصدد حمله به آن برآمد. بر خلاف انتظار «باتو خان» شهر دروازه و قلعه نداشت و مردم شهر فقط به عبادت مشغول بودند و هیچ مقاومتی از خود نشان نمی‌دادند. با این وجود سربازان مغول حمله را آغاز کردند، اما چیزی نگذشت که فواره‌های آب از زیر زمین شروع به جهیدن کردند، گویی که زمین سوراخ سوراخ شده باشد.
به این ترتیب بود که نیروهای مغول عقب نشینی کردند و شهر به آرامی به زیر دریاچه «سوِت‌لایار» فرو رفت و نجات یافت.

نکته جالب این که گفته می‌شود هنوز گه کداری صدای ناقوس کلیساهای آن شهر از زیر آب شنیده می‌شود و انسان‌های پاکدل و مومن می‌توانند از زیر آب دریاچه، قسمت‌هایی از شهر را ببینند.
به باور مردم، آب دریاچه شفابخش است و درختان اطراف آن مقدس شمرده می‌شوند و مردم از آسیب رساندن به درختان و حیوانات و هر آن چه در اطراف دریاچه است پرهیز شده‌اند.

از این روست که با وجودی که روستای نسبتا فقیر و دورافتاده «ولادیمیرسکویه» که محل واقعی «کیتِژ» است، تابستان‌ها پذیرای مسافرانی است که در زیر دریاچه «سوِت‌لایار» به دنبال شهر نامرئی «کیتِژ» می‌گردند، به ویژه در جریان جشن تابستانی «ایوان کوپالا» (Ivan Kupala).
جشن «ایوان کوپالا» شباهت‌هایی به چهارشنبه سوری ما ایرانی‌ها دارد و همیشه در کنار دریاچه‌ها برگزار می‌شود.

افسانه «کیتِژ» دستمایه آثار هنری زیادی بوده. به خصوص در اواخر قرن ۱۹ میلادی که جنبش «اِسلاو دوستان» بین عد‌ای از نخبگان روسیه طرفدار پیدا کرده بود. این هنرمندان و نویسندگان، خسته از تضعیف هویت روسی و غلبه فرهنگ اروپایی بر کشور بعد از اصلاحات «پتر کبیر»، به دنبال بازسازی هویت روسی بودند.
هنرمندان در این هدف تنها نبوند. بعضی از ثروتمندان هم به پشتیبانی از آنان برخاستند.
از جمله «ساوا مامونتوف» (Savva Mamontov) که در راه آهن سازی برای خودش قدرتی محسوب می شد، شهرکی در نزدیکی مسکو بنا کرد تا هنرمندان در آن به تولید آثار اصیل روسی بپردازند. «ماتریوشکا» به عنوان مثال، از دل همین شهرک بیرون آمد.
یا مثلا «پاوِل تریتیاکوف» (Pavel Tretyakov) ، ملاک و تاجر منسوجات که به حمایت از هنرمندان و خرید و جمع آوری آثار هنری روی آورد و موزه گالری «تریتیاکوف» مسکو، که از مهمترین گالری های هنری روسیه است را بنا نهاد.

در همین حال و هوای بازگشت به اصالت روسی بود که «نیکُلای ریمسکی-کورساکف» (Nikolai Rimsky-Korsakov) موسیقیدان برجسته روس، اپرای «شهر نامرئی کیتژ» را ساخت.

بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
افسانه سادکو
افسانه تزار سالتان
افسانه «بادبان های سرخ»
افسانه «شوراله»
بانوی غار «اُردا»
جشن ایوان کوپالا
خانواده «لیکوف» و ۴۰ سال انزوا

لباس سنتی اقوام روسیه

لباس سنتی روسیه

حدود ۱۶۰ قومیت مختلف در سرزمین روسیه زندگی می‌کنند.
از ۱۴۵ میلیون نفر جمعیت روسیه، ۸۰ درصد روس هستند و بقیه از اقوام مختلف، به خصوص تاتار (مسلمان)، اوکراینی و باشقیر (مسلمان).
لباس سنتی در روسیه موضوع بسیار جالبی است که متاسفانه تحقیق کمی در این زمینه انجام شده است.
تنوع پوشش و شباهت‌های آن‌ها به پوشش قومیت‌های ایرانی می‌تواند موضوع خوبی برای پایان نامه مطالعات روسیه باشد.
در این تصویر، لباس سنتی ۹ قومیت مختلف روسیه دیده می‌شود.

نسخه فیس‌بوک: goo.gl/72rtcJ

مطالب مرتبط:
کولی های روسیه
اقوام «چوکچی»
اقوام «نِنِت»
زنی از قوم «آوار» در لباس سنتی
شوبا
کاکوشنیک
عکس های رنگی از روسیه صد سال پیش
آلبوم عکس: مردم روسیه – ۱۵

سوغاتی روسیه

صنایع دستی روسیه، سوغاتی روسیه

در این اینفوگرافیک ساده سعی شده است معروف ترین سوغاتی‌های روسیه که در اکثر فروشگاه‌های صنایع دستی به فروش می‌رسند، لیست شوند.
ماتریوشکا، خاخلاما، گژل، پالخ، سینی ژستوا، شال پاولوفسکی پاساد، والنکی، اوشانکا

طبیعتا روسیه سوغاتی و صنایع دستی خیلی بیشتر از این‌هاست، اما این چند سوغاتی، بیشتر معروفند و فروش دارند.
جای «مینای خانه‌بندی روسی» در این لیست خالی است، اما «مینای روسی» خیلی خاص و گران است و در هر فروشگاهی پیدا نمی‌شود.
باید از زیورآلات ساخته شده از کهربا هم نام برد. همین طور از صنایع دستی ساخته شده از «مالاکیت» (مرمر سیز). هرچند که مالاکیت طبیعی دیگر در روسیه پیدا نمی‌شود و آنچه در بازار موجود است، مصنوعی است.

صنایع دستی ساخته شده از پوست درخت توس هم از دیگر سوغاتی‌های معروف روسیه است.

مینا روسی، مینای روسی، مینا خانه بندی، هنر روسیه
مینای روسی


صنایع دستی از پوست درخت توس

بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
مینای روسی
ماتریوشکا، عروسک های تودرتوی روسی
والنکی
بولاوا، گرز و موشک روسی
درخت توس در روسیه
کالینینگراد، سرزمین کهربا
نمادهای روسیه
غذاها و نوشیدنی‌های معروف روسی

موسیقی روی استخوان

موسیقی روی استخوان، شوروی

حکومت کمونیستی شوروی، به خصوص در دوران استالین، با نفوذ خیلی از مظاهر فرهنگی و هنری غرب به شدت مقابله می‌کرد. علاوه بر این، به دلایل عقیدتی و امنیتی، سانسور شدید بر کلیه تولیدات فرهنگی و هنری اعمال می‌شد و بسیاری از هنرمندان و نویسندگان برای بیان هنری با محدودیت‌ مواجه بودند.
به عبارت دیگر، نه فقط اقتصاد، که هنر و فرهنگ هم دولتی بود و هنرمندان می‌توانستند فقط در چارچوب مورد نظر حکومت فعالیت کنند.
به عنوان مثال، موسیقی‌های جاز، بلوز، بوگی ووگی، راک و… غیرمجاز بود و از انتشار آثار خیلی از خوانندگان مطرح غربی در شوروی جلوگیری می‌شد.
حتی آثار خود نویسندگان و هنرمندان روس‌ هم که مهاجرت می‌کردند، غیرمجاز اعلام شده و به کلی ممنوع‌الکار می‌شدند.
یا مثلا آثار خواننده‌ای به دلیل این که ادعا شده همجنسگراست، از بازار جمع شده و خود وی را هم زندانی کرده و به «گولاگ» (تبعیدگاه در مناطق دوردست) می‌فرستادند.

با وجود همه این فشارها، آثار هنری غربی، به روش‌های مختلف در کشور دست به دست می‌شد.
یکی از این روش‌ها، «موسیقی روی استخوان» بود.

در سال ۱۹۴۶ و بعد از جنگ جهانی دوم که به پیروزی شوروی بر آلمان نازی انجامید، فردی اهل لهستان، از آلمان با خود دستگاه تولید صفحه گرامافون به «سنت پترزبورگ» («لنینگراد» آن زمان) می‌آورد.
تولید صفحه گرامافون در انحصار حکومت بود و صفحه خام «وینیل» در دسترس نیست. اما این فرد لهستانی، مغازه‌ای باز می‌کند و با رقمی ناچیز، صدای مشتریان را برای یادگاری و سوغاتی، روی ورق‌های رادیولوژی (اشعه ایکس) ضبط می‌کند.
یعنی سوزن مخصوص ضبط صدا، به جای صفحات پلاستیکی مخصوص گرامافون، ورق رادیولوژی را خراش داده و صدا روی این ورق‌ها ثبت می‌شده.

در زمان شوروی، رادیولوژی زیاد انجام می‌شده و به دلیل آتشزا بودن، بیمارستان‌ها ملزم بودند بعد از یک سال این ورق‌ها را معدوم کنند. بنابراین ورق رادیولوژی به وفور در دسترس بوده و با یک بطری ودکا، می‌شده چندین کیلو ورق رادیولوژی تهیه کرد.

تجارت این فرد مبتکر می‌گیرد، اما نه به خاطر ضبط صدای مشتریان، که به خاطر تکثیر موسیقی غیرمجاز و زیرزمینی!
او شب‌ها به تکثیر موسیقی غربی می‌پرداخت و به مشتریان شناخته شده خود می‌فروخت.
دو نفر از مشتریان این فرد، با هم تصمیم می‌گیرند با مهندسی معکوس، این دستگاه آلمانی را تولید کنند و موفق هم می‌شوند و به این ترتیب و به مرور زمان، تکنولوژی آن در سنت پترزبورگ و دیگر شهرها دست به دست می‌شود و افراد بیشتری به تکثیر موسیقی مشغول می‌شوند.

ورق رادیولوژی، بر خلاف صفحات گرامافوق وینیل، خیلی سبک و قابل انعطاف است و تعداد زیادی از آن‌ها در جیب و آستین جا می‌شود. قیمت ناچیز آن‌ هم مزید بر علت شده و این تجارت رونق می‌گیرد. هرچند که کیفیت صدای این ورق‌ها، بسیار پایین بوده و بعد از ۵ تا ۱۰ بار شنیدن، عملا غیر قابل استفاده می‌شده.

یک نمونه با کیفیت موسیقی روی استخوان


به این طریق بوده که موسیقی‌های غیرمجاز و زیرزمینی خارجی و داخلی، در دسترس افراد بیشتری، به خصوص نسل جوان قرار می‌گیرد و آثار گروه‌های مطرح غربی مانند«بیتلز» در شوروی به گوش مردم می‌رسد.
حتی بعضی از خوانندگان و اهالی موسیقی، از این روش برای معرفی آثار خود بین مردم استفاده می‌کنند. که البته تحت تعقیب قرار گرفته و در صورتی که دستگیر می شدند، تا ۷ سال حبس می‌گرفتند.

از آنجا که روی ورق‌ها تصویر اسکلت و استخوان و دنده نقش بسته بوده، این صفحات به «دنده» یا «استخوان» معروف می‌شوند.
این اسم از این جهت جالت توجه است که لذت موسیقی، روی تصاویری از استخوان بیماران درد و رنج کشیده ثبت می‌شود.

دولت در چندین عملیات ضربتی، همه تولید و پخش کنندگان را دستگیر و زندانی می‌کند. اما تا چند سال بعد از مرگ استالین، مردم همچنان به تکثیر موسیقی غیرمجاز ادامه می‌دهند. تا این که در اواخر دهه ۶۰ میلادی، دستگاه‌های جدید و با کیفیت‌تر ضبط و پخش موسیقی، به مرور جایگزین گرامافون شده و سخت‌گیری‌های دولت هم کمتر می‌شود.

امروز استالین نیست، اما موسیقی «غیرمجاز» همچنان هست.

این هم مستندی در این باره:

بهروز بهادری‌فر
نسخه فیس‌بوک: goo.gl/wSnwDG

«ژار پْتیتْسا»، سیمرغ روس‌ها

پرنده آتش، پرنده آتشین، ژار پتیتسا

«ژار پْتیتْسا» (Zhar Ptitsa) یا «پرنده آتش» («پرنده آتشین») پرنده‌ای افسانه‌ای است با قدرت جادویی در فرهنگ روسیه و برخی از کشورهای شرق اروپا که از جهاتی به سیمرغ ایرانی شباهت دارد.

البته اگر به دنبال معادل ظاهری سیمرغ در روسیه باشیم، باید از پرنده دیگری به نام «سیمَرْگْل» (Simargl) نام برد که مانند سگ یا شیر بالدار است. نام این پرنده و ظاهرش ، به احتمال زیاد نشان از ریشه‌های ایرانی این پرنده دارد، اما نقش آن در فرهنگ و ادبیات روسیه بسیار کمرنگ است.
«ژار پْتیتْسا» اما، به نوعی نماد روسیه است و در افسانه‌ها و ادبیات و فرهنگ تصویری روسیه به کرات دیده می‌شود.

در اکثر روایات، «پرنده آتش» ظاهری شبیه طاووس دارد با جثه‌ای نسبتا بزرگ و با پرهای شعله ور به رنگ قرمز و نارنجی و زرد و بسیار نورانی و درخشان.
در بعضی روایات دیگر آمده که وقتی «پرنده آتش» آواز می‌خواند، از نوکش دانه‌های مروارید می‌ریزد.
در منابع تصویری دیگر، در انتهای پرهای «پرنده آتش»، چشمانی وجود دارد که پرهای واقعی طاووس را تداعی می‌کند.

وقتی از سیمرغ صحبت می‌کنیم، پیش فرض ذهنی ما این است که فقط یک سیمرغ در عالم وجود دارد، اما آن طور که از افسانه‌ها برمی‌آید، در فرهنگ روسیه «پرنده‌های آتش» داریم و نه فقط یک «پرنده آتش».
ضمن این که سیمرغ دانا و خردمند است، اما خصلت دانایی به «پرنده آتش» نسبت داده نشده است.

مانند سیمرغ که در «فراخ‌کرت» و بالای «درخت طوبی» (ویسپوبیش) آشیان دارد، «پرنده آتش» در «ایری» (Iriy) منزل دارد.
«ایری» که به باور برخی از پژوهشگران روس از واژه «ایران» یا «آریا» مشتق شده، مکانی اساطیری در فرهنگ روسیه است که روح انسان‌ها بعد از مرگ به آنجا می‌رود و پرندگان هم زمستان‌ها به آن جا مهاجرت می‌کنند. همین مکان افسانه‌ای بعدها در باورهای مسیحیت ارتودوکس روسیه، به «بهشت»، یا به زبان روسی «رای» (Rai) تبدیل شده است.
از همین «ایری» است که لک لک ها، نوزادان را به نوک گرفته و به عالم زمینی می‌آورند.
جالب این که همان طور که سیمرغ ایرانی، میانه خوبی با مار ندارد، مارها در «ایری»، که آشیان «پرنده آتش» است، جایی ندارند و برای خود «ایری» جداگانه‌ای زیر زمین دارند.

در اکثر افسانه‌ها «پرنده‌های آتش» شب‌ها به زمین می‌آیند و علاقه خاصی به «سیب طلایی» دارند.
«سیب طلایی» یا «سیب جوانی» در افسانه‌های روسی، اکسیر جوانی و نامیرایی است و داستان‌های زیادی در این باره وجود دارد. در این داستان‌ها معمولا پادشاهان به دنبال درخت «سیب طلایی» هستند و از همین جهت است که «پرنده‌های آتش» شب‌ها به قلعه پادشاهان می‌روند تا «سیب طلایی» بخورند.

پر «پرنده‌ آتش» حتی وقتی کنده شود، شعله‌ور و نورانی است و می‌تواند برای صاحب آن خوشبختی و قدرت جادویی زیادی بیاورد. از همین روست که در اغلب افسانه‌های روسی، قهرمان داستان (معمولا شاهزاده‌ها) در جستجوی «پرنده آتش» است و معمولا با استفاده از پری که یا از «پرنده‌ آتش» هدیه گرفته یا به طریقی به دست آورده، «پرنده‌ آتش» را فرا می‌خواند و از قدرت جادویی او برای حل مشکل بهره می‌گیرد.
درست همانند سیمرغ که به «زال» سه پر خود را داد تا در صورت نیاز به کمک، آتش بزند.

امروزه تصویر «پرنده آتش» و افسانه‌های مربوطه، روی خیلی از صنایع دستی روسی (به خصوص «خاخلاما» و «پالِخ») دیده می‌شود. یا مثلا شکلات خوری چوبی و چینی و… به شکل «پرنده آتش» که بعضی از فروشندگان روس به اشتباه آن را قو معرفی می‌کنند.
نماد مسابقات موسیقی «یورو ویژن» ۲۰۰۹ که در روسیه برگزار شد هم تصویری گرافیکی از «پرنده آتش» بود.

در آینده چند افسانه معروف روسی که «پرنده آتش» در آن‌ها حضور دارد را به مرور روی سایت قرار خواهم داد. این افسانه‌ها مایه ساخت اپرا و باله و کارتون‌هایی بوده‌اند که شهرت بین‌المللی دارند.

بهروز بهادری فر
نسخه فیس‌بوک: goo.gl/NJIL4V

مطالب مرتبط:
«بابا یاگا»، عجوزه روس
«شوراله»
افسانه «سادکو»
افسانه «تزار سالتان»

پرنده آتش، پرنده آتشین، ژار پتیتسا

پرنده آتش، پرنده آتشین، ژار پتیتسا

پرنده آتش، پرنده آتشین، ژار پتیتسا

پرنده آتش، پرنده آتشین، ژار پتیتسا

ادامه‌ی خواندن

مجموعه عکس: افسانه روسیه

مجموعه عکس «افسانه روسیه» اثر «فرانک هرفورت»، تصویری افسانه گونه از روسیه ارائه می دهد.
به گفته او در غرب هر چیزی تعریف مشخص خود را دارد؛ یک دفتر کار دفتر است، یک سالن انتظار، سالن انتظار است. اما در روسیه این طور نیست.
برای خلق این عکس‌های سورئال مانند، عکاس با انتخاب صحنه مورد نظر، از افراد خواسته که در موقعیتی قرار بگیرند تا آنچه را که در ذهن دارد به تصویر بکشد.

ادامه‌ی خواندن

نقاشی‌های آلونا دِرگیلِوا

«آلونا دِرگیلِوا» (Alena Dergileva) نقاشی ۶۴ ساله روس است که موضوع اکثر کارهای وی زندگی شهری و روستایی است.
نقاشی‌های او تصویر دقیق و نزدیک به واقعیتی از مردم و بافت شهر و روستای امروزی روسیه را به مخاطب ارایه می‌دهد.

نسخه فیس بوک: goo.gl/ttrWSE

مطالب مرتبط:
ایگور آلِینیکوف، تصویرساز روس
کارتون های اولگا گرومووا

لطفا ما را دنبال و به دوستان خود معرفی کنید!
تلگرام: telegram.me/iloverus
یوتیوب: goo.gl/vQKFiv
ساندکلاود: goo.gl/t9w4P9
فیس بوک: goo.gl/XWfPVU
اینستاگرام: goo.gl/bhGT4m

ادامه‌ی خواندن

آهنگ روسی «بدرخش ستاره من»


دانلود ویدئو (۱۸ مگابایت): goo.gl/lukNK3
دانلود فایل صوتی (۱۰ مگابایت): goo.gl/5Ibojf
نسخه فیس بوک: goo.gl/UOebK8


بدرخش ستاره من، بدرخش
بدرخش ای ستاره عشق و دوستی
تویی تنها عزیز و محرم، تویی یگانه محبوب امروز و فردا
تو ای ستاره عشق، ستاره جادویی، ستاره گذشته‌های من
روح خسته‌ام، جایگاه ابدی توست
زندگی‌ام نورانی از پرتو نیروی نامرئی توست
پس از مرگ نیز بر مزارم بتاب و نور بیافشان

خواننده: آنا گرمان (Anna German)
آهنگساز: Pyotr Bulakhov
شاعر: Vladimir Chuyevsky
ترجمه و تدوین: بهروز بهادری فر

در این ویدئو از نقاشی های زنان روسی توسط نقاشان روس استفاده شده است.

رومانس «بدرخش ستاره من» یکی از معروف ترین آهنگ های روسی است. از آن آهنگ هایی که مردم دور همی با گیتار می خوانند.
تاریخچه آن به ۱۷۰ سال قبل باز می گردد، زمانی که یک دانشجوی حقوق دانشگاه مسکو، به مناسبت ۷۰۰ سالگی مسکو، شعر این آهنگ را نوشت.
خواننده های روسی بسیاری این آهنگ را اجرا کرده اند و به شعر اصلی وفادار بوده اند. اما اجرای «آنا گرمان» که از همه معروف تر است، بر اساس شعری کمی متفاوت از نسخه اصلی تنظیم شده است.
این آهنگ در زمان شوروی به دلایل سیاسی چند سالی ممنوع شد، اما در دهه پنجاه میلادی دوباره به اوج محبوبیت رسید.

دو اجرای دیگر از این آهنگ معروف:

Valentina Ponomaryova
دانلود (۸ مگابایت): goo.gl/8P5jm3


Dmitri Hvorostovsky
دانلود (۸ مگابایت): goo.gl/xEesjM


مطالب مرتبط:
آهنگ: پتوی مخملی به خود پیچیده
آهنگ روز: خوشبختی
آهنگ: سرزمین جادویی عشق
آهنگ روز: ولی من دوسش دارم
آهنگ روسی «پژواک عشق»

لطفا ما را دنبال و به دوستان خود معرفی کنید!
تلگرام: telegram.me/iloverus
یوتیوب: goo.gl/vQKFiv
ساندکلاود: goo.gl/t9w4P9
فیس بوک: goo.gl/XWfPVU
اینستاگرام: goo.gl/bhGT4m

کارتون روسی درباره آلودگی محیط زیست


دانلود ویدئو (۲۰ مگابایت): goo.gl/uvo32H
نسخه آپارات: aparat.com/v/nM5IW
نسخه فیس بوک: goo.gl/s02qu8

در آستانه ۲۱ مین «کنفرانس تغییر اقلیم سازمان ملل در پاریس»، تماشای این انیمیشن کوتاه درباره آلودگی محیط زیست خالی از لطف نیست.
این «میکرو کارتون» محصول سال ۱۹۸۴ شوروی است که در زمان خود برنده چند جایزه بین المللی شد.
توضیح این که ۲۰ درصد جنگل های دنیا در خاک روسیه قرار دارد و از این جهت، روسیه بزرگ ترین تولید کننده اکسیژن دنیاست.
در واقع، نصف مساحت روسیه را جنگل تشکیل داده. در ایران تنها کمتر از ۷ درصد مساحت کشور جنگلی است.
در عین حال، روسیه با تولید ۵ درصد کل دی اکسید کربن در دنیا، بعد از چین و آمریکا در رتبه سوم قرار دارد.
سهم ایران از تولید دی اکسید کربن در دنیا، ۲ درصد و همتراز کشور صنعتی مثل آلمان است.

بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
کارتون ماجراهای کاپیتان «ورونگل»
کارتون «بابا یاگا»، عجوزه روس
کارتون افسانه «تزار سالتان»
نوستالژی روسی!

رقص ملوانان روس («یابلِچکا»)


گروه رقص Igor Moiseyev
نسخه آپارات: aparat.com/v/P93wK
نسخه فیس بوک: goo.gl/yqQW5l
دانلود (۱۰ مگابایت): goo.gl/DufZOg

رقص «یابلِچکا» (Yablochko) به معنی «سیب کوچک» یا آن طور که در غرب شناخته می شود «رقص ملوانان روس» (Russian Sailors’ Dance) یکی از معروف ترین رقص های روسی است.

«یابلِچکا» در اصل یک آهنگ فولکلور سیاسی مربوط به قبل از انقلاب کمونیستی شوروی (۱۹۱۷) بوده و با این که متن بسیار ساده ای دارد، تا حدودی می شود آن را به آهنگ «یار دبستانی من» تشبیه کرد. موضوع این آهنگ، استقبال از «بولشویک ها» و «ولادیمیر لنین» رهبر انقلاب شوروی است.

بعد از مرگ لنین، تئاتر «بالشوی» (Bolshoi Theater) که از قدیمی ترین و بزرگ ترین و معتبرترین گروه های باله دنیاست، برای خلق آثار جدید فراخوان می دهد.
در آن زمان، آهنگسازان برجسته روس، به دلیل مشکلات و محدودیت های بعد از انقلاب، جلای وطن کرده بودند. اما «رینولد گلی‌یِر» (Reinhold Glière) آهنگساز آلمانی-لهستانی تبار روس که کشور را ترک نکرده بود به فراخوان پاسخ داد و بر اساس متنی از «میخیاییل کوریلکو» (Mikhail Kurilko) که دستمایه آن خبری درباره یک بندر در چین بود، موسیقی نوشت و به این طریق باله «گل شقایق» یا «گل خشخاش قرمز» (The Red Poppy) متولد شد و اولین بار در سال ۱۹۲۷ به روی صحنه رفت.

در پایان پرده اول این باله سه پرده ای، آهنگساز از تم آهنگ فولکلور «یابلِچکا» استفاده می کند، در صحنه ای که ملوانان کشتی شوروی، دسته جمعی می رقصند.
این رقص معروف ترین قسمت این باله شد و تا به امروز بین مردم عادی و به خصوص ملوانان، اجرا می شود. البته شعر انقلابی «یابلِچکا» عملا دیگر موضوعیت ندارد و به همین خاطر این رقص معمولا با موسیقی خالی (Instrumental) اجرا می شود.

رقص سیب کوچک، رقص ملوانان روس، یابلچکا، باله

و اما لیبرتو (متن) باله «گل شقایق» داستان جالبی دارد.
دهه ۲۰ میلادی است و کشتی اتحاد جماهیر شوروی در بندری در چین لنگر انداخته است.
کاپیتان کشتی متوجه می شود که رییس بارانداز بندر، گروهی از کارگران محلی بی جیره و مواجب را گرسنه و خسته نگه داشته و بیشتر از توانشان از آن ها کار می کشد.
یک شب رقصنده ای زیبا به اسم «تای خوآ» در حین اجرای رقص در رستوران، متوجه می شود کاپیتان کشتی شوروی در تلاش است تا به کارگران مظلوم کمک کند. دخترک رقصنده چینی، تحت تاثیر این حرکت کاپیتان قرار می گیرد و گل شقایقی به کاپیتان هدیه می دهد و با ابراز عشق، از کاپیتان می خواهد که او را با خود از چین ببرد.
نامزد «تای خوآ» از ماجرا بو می برد و از او می خواد تا کاپیتان را بکشد، اما دخترک نمی پذیرد و بعدها در جریان سوء قصدی، جان کاپیتان را نجات می دهد. به همین دلیل نامزدش قصد جانش را کرده و به او شلیک می کند.
در لحظات پایانی زندگی کوتاهش، گل شقایقی را به بچه هایی که کنارش بودند هدیه می دهد و ناکام و بی گناه، چشم از جهان فرو می بندد.

این هم فیلم «باله گل شقایق»

توضیح این که همان طور که می دانید، گل شقایق (گل خشخاش قرمز) در کشورهایی مثل انگلیس و کانادا، نماد سربازان کشته شده در جنگ (از جنگ جهانی اول به بعد) هم هست و اتفاقا در همین روزها (اوایل ماه نوامبر) است که دولتمردان و بعضی مردم، گل شقایق کاغذی به سینه می زنند.

بهروز بهادری فر

مطالب مرتبط:
رقص «بیریوزکا»
کولی های روسیه
افسانه «شوراله»
افسانه «تزار سالتان»
رقص دختر روس با ۶ آهنگ ایرانی
رقص روس ها با آهنگ کج کلاه خان گوگوش در میدان سرخ
کارناوال نوروز ۹۴ در مسکو
تئاتر «بالشویی»